تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1411

مساهمون:

ص١٤١١
*
بسى در عالم تدبير با خوف و رجا گشتم * ز قيد فكر رستم تا بتسليم آشنا گشتم تجردپيشه را طى مدارج مىكند كامل * ز يمن عاشقى تا استخوان گشتم هما گشتم رفيق مهربان مىخواستم در گوشهء عزلت * چه مستغنى شدم تا با دل خود آشنا گشتم به راه شوق او از بيدلى كارى نمىآيد * كه روز خوش نديدم از دل خود تا جدا گشتم كسى جز من نمىداند طريق عشقبازى را * گرامى در طريق عشق آخر رهنما گشتم
*
جبين از جوش مى صبح نمايانست پندارى * صفاى عارضش خورشيد تابانست پندارى گل عارض بهار خرمى دارد ببدمستى * به چشم عاشقان رشك گلستانست پندارى رخ خَو كرده‌اش را ديدم و روشن شد اين معنى * لب ميگون ز شادى صبح خندانست پندارى بهرسو مىروم بوى شراب ناب مىآيد * مگر ساقى كنون در فكر سامانست پندارى

124 - غنيمت پنجابى « 1 »

محمد اكرم متخلص به غنيمت از شاعران سدهء دوازدهم هجرى در هند
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * روز روشن ، تهران ، ص 589 . * نتايج الافكار ، بمبئى ، ص 516 - 518 . * صحف ابراهيم ، خطى . * تذكرهء حسينى ، نغمهء عندليب و جز آنها . * مقدمهء ديوان غنيمت ، چاپ لاهور ، 1958 ميلادى . * فهرست كتابخانهء اود ، ص 127 و 410 . * فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 700 .