123 - گرامى كشميرى « 1 »
ميرزا گرامى پسر ميرزا عبد الغنى قبول كشميرى از پارسىگويان سدهء دوازدهم در هند است . پدرش ميرزا عبد الغنى متخلص بقبول شاگرد ميرزا داراب بيگ جوياى كشميرى تبريزى شاعر معروف بود كه در شاهجهانآباد دهلى بسر مىبرد و همانجا بسال 1139 درگذشت . پسرش ميرزا گرامى پارسى را در محضر پدر آموخت و در شعر نيز شاگرد او بود ، زندگى را در شاهجهان آباد قلندرانه بآزادگى گذراند تا بسال 1156 ه بدرود حيات گفت و ماده تاريخ مرگش را چنين يافتند « رندى عجبى ازين جهان رفت » .
از ديوانش نسخهيى بشمارهء 619 .
Supp
در كتابخانهء ملى پاريس ملاحظه شد كه پيرامون 1750 بيت از قصيده و غزل و رباعى دارد . قصيدههاى او همه باستقبال از قصيدهگويان پيشين سروده شده است . شعرش غالبا عرفانى و از پارهيى از آنها ارادتش بمولوى آشكارست « 2 » و نيز معلوم مىشود كه او از صوفيان قادرى بود « 3 » . ازوست :
نيست جز صحرانوردى در جنون تدبير ما * خودبخود وا مىشود از پاى ما زنجير ما
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، ج 3 ، ص 410 .
* سرو آزاد ، ص 197 - 198 .
* نتايج الافكار ، ص 607 - 608 .
* صحف ابراهيم ، خطى ؛ و جز آنها . . .
( 2 ) -من بدام مولوى رومى شدم * مست جام مولوى رومى شدم . . .تا آخر غزل .
( 3 ) -الهى خير گردانى به حق شاه جيلانى * به حق شاه جيلانى الهى خير گردانى . . .تا آخر غزل .