به گوش شاهد آمد نالهء من * بغلپروردهء تبخالهء من
مرا از مهربانيها درون خواند * خرد از همرهى بيرون در ماند
ز سر پا كرده رفتم يك قدم پيش * بلاگردان لطف طالع خويش
بگفتا پيشتر آ ، پيش رفتم * تكلف بر طرف از خويش رفتم
ز دست من به صد اعزاز برداشت * غلط كردم به چندين ناز برداشت
به مهر اول غبارش را برافشاند * پس آنگه سورهء اخلاص برخواند
پسندش كرد و گفتا من خريدار * بگفتم گر شود طالع مددكار
بگفتا قيمتش ؟ گفتم نگاهى * بگفتا كمترك گفتم كه گاهى
بگفتا يافتم زين بيش مخروش * مبادا بشنود آخوند ، خاموش ! . . .
( از : نيرنگ عشق )
طاقت باخته آمادهء جنگست اينجا * ناخن ريخته همدست پلنگست اينجا
بىتو روى چمن آمد به نظر پشت پلنگ * نكهت گل نفس كام نهنگست اينجا
دل گرفتار اداهاى تو كافرستمست * كعبه حيران تماشاى فرنگست اينجا
تا كمانابروى ما رفت غنيمت از بزم * بىرخش نغمهء نى تير خدنگست اينجا
*
بشوق لعل نوشين تو اى جانبخش ساغرها * ز موج خويشتن افتاده در خميازه كوثرها
برنگ تاك مىبالد رگ جان شهيدانت * چو ميخوردند بىباكانه از بس آب خنجرها
سجود زاهدان و عشقبازان فرقها دارد * چه نسبت سر به خاك افگنده را با خاكبرسرها
نمك زد بسكه شور نالهام در ديده انجم * فلك زورق بطوفان داده ز آب چشم اخترها
چه شد گر جادهء الفت برنگ رشته باريك است * بپاى دل توان اين راه طى كردن چو گوهرها
ز دست جلوههاى دلرباى اين پريزادان * بود پاى دل آيينه در زنجير جوهرها