پاشا وفاتش را در حدود سال 1100 ه نوشته و محمد افضل سرخوش در كلمات الشعرا كه ميان سالهاى 1093 - 1108 ه تأليف مىكرد از بينش چون مردگان سخن گفته است .
از كليات بينش نسخهيى بشمارهء 705
Egerton
در كتابخانهء موزهء بريتانيا موجود است كه پيرامون 7000 بيت از مثنوى و غزل و قصيده دارد .
از آن جمله است خمسهء او كه باستقبال خمسهء نظامى ساخته است بدين شرح :
1 ) بينش ابصار بر وزن مخزن الاسرار بنام اورنگ زيب كه چنين آغاز مىشود :
بسم الله الرحمن الرحيم * گلبن برجستهء باغ نعيم
2 ) گنج روان در جواب اسكندرنامه بنام اورنگ زيب . آغاز آن چنينست :
بنامى كه عالم گلستان اوست * بگنج روان فلك شان اوست
3 ) گلدسته در برابر ليلى و مجنون در وصف كشمير و لاهور كه بدين بيت آغاز شده
گلدستهء بوستان توحيد * حمدست به چشم صاحب ديد
4 ) شور خيال كه نظيرهيى بر خسرو و شيرين در بيان سرگذشت عاشق و معشوقى بنارسى است و ستايشى از اصفهان ، و ابتدايش اينست :
خداوندا ز شوق دل خرابم * نمكپرورده چون مرغ كبابم
5 ) رشتهء گوهر در برابر هفت گنبد و سرگذشت عاشقانهء امير و گوهر از مردم سارى مازندران و نخستين بيتش اينست :
نتوان يافت در خزينهء شاه * رشتهء گوهرى چو بسم الله
و او خود اينها را خمسه ناميده و در پايان رشتهء گوهر چنين گفته است :
اى خطابخش عاصيان فرنگ * كه ببخشايش تو نيست درنگ
رفته از حد اگر گناه كسى * هست لطف تو عذرخواه بسى
بگذر از گناه بينش را * كه تويى لطف آفرينش را
رشتهء گوهرش فداى تو باد * گر حياتش بود فناى تو باد