*
از گرمى سينهام نفس مىسوزد * وز نالهء زار من جرس مىسوزد
در دام محبت منم آن مرغ اسير * كز شعلهء آه من قفس مىسوزد
*
افغان كه نه دل براى سوز آورديم * نى ناوك آه سينهسوز آورديم
بيهوده چو آفتاب و مه زير فلك * روزى بشب و شبى بروز آورديم
*
آگاهى چيست سير دنيا كردن * در مملكت وجود سودا كردن
چون مهر سفر كن كه بود كار زمان * از سرمهء سايه ديده بينا كردن
86 - صيدى تهرانى « 1 »
مير سيد على متخلص به « صيدى » از سادات تهران و از شاعران سدهء
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* تذكرهء نصرآبادى ، ص 358 - 359 .
* سرو آزاد ، ص 111 - 112 .
* نتايج الافكار ، ص 418 - 419 .
* آتشكده ، تهران ص 1089 - 1092 .
* تذكرهء سرخوش ، ص 65 - 67 .
* بهارستان سخن ، ص 562 .
* خزانهء عامره ، ص 293 - 296 .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 689 و جز آنها .