تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1090

مساهمون:

ص١٠٩٠
بدست‌بوس كس و ناكسش ببايد ساخت * كسى كه هست چو جام شراب صاف‌ضمير
*
برخيز اى حريف كه تا ناله سر كنيم * تحريك لب گشودن مرغ سحر كنيم ما عندليب‌زادهء پروانه طينتيم * در بيضه مشق سوختن بال و پر كنيم صد شكوه دارم از تو و يك آه زير لب * اين گفت‌وگوى را به همين مختصر كنيم در طالع ستارهء ما نيست اين‌كه ما * با آفتاب خويش شبى را سحر كنيم
*
داغ دل ما ز حلقهء دام كسى است * چاك جگرم نشان چاك قفسى است هر مصرع تازه‌يى كه گويم از درد * تاريخ تولد غم تازه‌رسى است
*
در وادى شوقت كه دمى ناسايم * بر دوش صباست گام ره فرسايم همراه همى رود به زير قدمم * چون سايه بال نقش مرغ پايم
*
در ديدهء از فراق ترسيدهء من * شد گوشه‌نشين خاطر رنجيدهء من با بخت دل شكسته از بس كه نشست * همچون دل من شكسته شد ديدهء من
*
هرچند چو لاله كام دل سوخته‌اى * در هر قدمى آتشى افروخته‌اى آتشبازيست عشقبازى اى دل * يك دم چو شوى غافل ازو سوخته‌اى

68 - نفعى رومى

در ميان نسخه‌هايى از ديوانهاى شاعران نيمهء اول قرن يازدهم هجرى در كتابخانهء ملى پاريس بديوانى از قصيده‌ها و غزلها و ترجيع و قطعه و رباعى بازخوردم از كسى بنام نفعى كه در روم ( آسياى صغير ) و دار الملك آن