آوازهء جان درين تن سختپذير * چون دامن كوه دان و بانگ نخجير
*
گيتى بن خار و بخت من چون خرگوش * دوران سگ تيزپاى و من بار بدوش
دندان سگ است و لاش خر آخر كار * بر خويش مگير سخت و بيهوده مكوش
*
يك جا نشويم ما و غمهاى جهان * تنگست بما و غم او جاى جهان
ديدم همه مو بمو سراپاى جهان * موييست به چشم من تماشاى جهان
*
رويت ختنى و زلف هندستانى * چشمان تو ترك و دل من ايرانى
ترك تو و هندوى تو برد از بر من * ايرانى را به سحر تركستانى
53 - كامل جهرمى « 1 »
قوام الدين عبد الله پسر نظام الدين على طباخ جهرمى ، متخلص بكامل از شاعران نيمهء دوم سدهء دهم و نيمهء نخست از سدهء يازدهمست . ولادتش در جهرم بود و در شيراز كسب دانش كرد و همانجا شاعرى آغاز نمود و در بيست و پنج سالگى از راه هرموز بدكن رفت و چندى در گلكنده و بيجاپور گذراند و سپس به خدمت ميرزا عبد الرحيم خان خانان پيوست و مدتى ملازم او بود تا به علت
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* تذكرهء ميخانه ، ص 704 - 714 .
* عرفات العاشقين ، خطى .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 1347 .