اوست كه در هند و بيشتر در خدمت رستم ميرزاى صفوى در اجمير بسر مىبرد « 1 » .
اين محوى همدانى مانند محوى ديگر در جوانى از ايران بهند رفت و چندگاهى در آنجا بود و سپس به زيارت كعبه شتافت و پس از زيارت باز بهند برگشت و ملازم ميرزا عبد الرحيم خانخانان و از ستايشگران او گرديد تا در سال 1020 بدرود حيات گفت .
وى قصيده و غزل مىسرود ليكن شهرتش برباعيهاى صوفيانه و واعظانهء اوست كه هم از عهد وى شهرت يافته بود . نصرآبادى نوشته است كه رباعيهاى او را آقا باقى برادر آقا خضر وزير كاشان جمع كرده بود و او آنچه را كه در تذكرهء خود بنام محوى نقل كرده از آن مجموعه برداشته است . بنا بنوشتهء نصرآبادى محوى غزل نمىگفت و آنچه غزل باسم محوى همدانى آوردهاند از محوى اردبيليست و هم او گويد كه محوى همدانى « در فن رباعى كم از سحابى نيست » . بعيد نيست كه شهرت فراوان محوى در نظم رباعيهاى متضمن موعظه و تحقيق نصرآبادى را بانكار غزلگويى او واداشته باشد . از شاگردان محوى يكى شاه نظر قمشهييست كه او نيز در رباعى شهرت داشت و از جملهء ملازمان ميرزا عبد الرحيم خانخانان بود « 2 » . امين رازى مير مغيث را بحسن خلق و سلامت ذات و بىتكلفى و انديشه و سليقهء درست در شعر ستوده است .
ازوست :
آنم چه كه دل از همه بىپيوندست * وين مرغ قفسشكسته بىخاوندست
از نيموجب رشته كه برپا دارم * هر خاربنم هزار عالم بندست
*
گفتى كه بعالمم تمنايى نيست * از من بشنو كم از تو پروايى نيست
ز آن ساكن كربلا شدستى كامروز * در مقبرهء يزيد حلوايى نيست
هامش
( 1 ) - وى بسال 1024 درگذشت . رجوع شود بتذكرهء ميخانه ، تهران 1340 ، ص 868 - 871 . چند محوى ديگر هم داريم كه شرح حالشان مطرح نيست .
( 2 ) - ميخانه ، ص 832 - 836 .