اجر دردم در لحد بگشود درهاى بهشت * وز نعيم درد عشقت دوزخآشامم هنوز
مو بمويم رشتهء زنار شد وز ناكسى * در خرابات مغان بدنام اسلامم هنوز
آبم آتش گشت و خاكم شد بخاكستر بدل * وندرين ره كس نمىداند سرانجامم هنوز
بس كه صياد مرا هر گوشه دام و دانهييست * دانه شد در صيدگاهم سبز و در دامم هنوز
آفتاب هستيم عرفى بزردى ميل كرد * وز شب يلداى غم در اول شامم هنوز
*
ما گريبان دل از گلهاى غم پر كردهايم * از شراب تلخكامى جام جم پر كردهايم
مژده باد اى دل نثار كام را آماده باش * كز گل پژمردگى دامان غم پر كردهايم
نالهء ناقوس را در خون مكش زاهد كه ما * گوش از لبيك لبيك حرم پر كردهايم
تيغ و سر بر كف بسوى عشق رفتم گفت رو * كز شهيدان عافيتزار عدم پر كردهايم
خوش برآ عرفى زمانى با دلم خاموش باش * كز هجوم ناله بازار الم پر كردهايم
*
ز من نبود فغانى كه دوش مىكردم * نصيحت غم روى تو گوش مىكردم
فغان نه شيوهء اهل دلست اى بلبل * و گرنه من ز تو افزون خروش مىكردم
گرم بمجمع افسردگان قدم مىرفت * بنالهيى همه را شعلهپوش مىكردم
ز دست محتسب آمد به سنگ بدنامى * سبوى مى كه منش زيب دوش مىكردم
اگر برازفشانى دلم ارادت داشت * چها بعابد طاعتفروش مىكردم
منم بدين همه تردامنى همان عرفى * كه عيب زاهد پشمينهپوش مىكردم
*
حرمجويان درى را مىپرستند * فقيهان دفترى را مىپرستند
برافگن هر دو تا معلوم گردد * كه ياران ديگرى را مىپرستند
*
عشق آمد و نيستى بيغما برخاست * از خرمن دل برق تمنا برخاست
دل معركهء بوقلمونى برچيد * چشمم ز دريچهء تماشا برخاست
*