خدمتش بسر مىبرند ، تقويت علما و رواج فضلا و فصحا درين روزگار ازوست و اينكه بزرفانى نام باقى مىخرد اوست . . . »
تقريبا همهء شاعران مشهور سدهء دهم و آغاز سدهء يازدهم كه بهند رفتهاند بنوعى از بخششهاى خان خانان برخوردار بودهاند و از آنانند رسمى قلندر ، نظيرى نيشابورى ، شكيبى اصفهانى ، عرفى شيرازى ، حياتى گيلانى ، نوعى خبوشانى ، كفرى ، ملك قمى ، ظهورى ترشيزى ، خواجه حسين ثنايى ، حكيم فغفور لاهيجانى ، محمد باقر خرده ، مير دوستى سمرقندى ، مير غرورى كاشانى ، كامل جهرمى ، محبعلى سندى ، شرارى همدانى ، شاه نظر قمشهيى ، نادم گيلانى ، محمد مؤمن وجودى و جز آنان .
اثر معروف او ترجمهء واقعات بابريست از تركى به فارسى كه در سال 997 باتمام رسانيد و از نظر جلال الدين اكبر پادشاه گذرانيد و « آفرين فراوان اندوخت » « 1 » وى در شعر « رحيم » و « رحيمى » تخلص مىكرد . از اوست :
شمار شوق ندانستهام كه تا چندست * جز اين قَدَر كه دلم سخت آرزومندست
بكيش صدق و صفا حرف عهد بيگانه است * نگاه اهل محبت تمام سوگندست
نه دام دانم و نه دانه ، اين قدر دانم * كه پاى تا بسرم هرچه هست دربندست
خيال آفت جان گشت و خواب دشمن چشم * بلاى نيم شبست اين نه عهد و پيوندست
مرا فروخت محبت ولى ندانستم * كه مشترى چه كسست و بهاى من چندست
اداى حق محبت عنايتيست ز دوست * و گرنه خاطر عاشق به هيچ خرسندست
بدوستى كه بجز دوستى نمىدانم * خداى داند و آنكو مرا خداوندست
از آن خوشم بسخنهاى دلكش تو رحيم * كه اندكى باداهاى عشق مانندست
*
نشان يافتن صد هزار مضمونست * نخوانده نامهء ما را چو پارهپاره كند
بهاى خون من و صد هزار همچومنست * كه من به خون طپم و قاتلم نظاره كند
*
چه حالتست ندانم جمال سلمى را * كه بيش ديدنش افزون كند تمنى را
هامش
( 1 ) - مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 696 - 697 .