تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
حاميان و تشويق‌كنندگان شاعران پارسىگوى در هند بود . ولادتش در چهاردهم صفر سال 964 ه در لاهور اتفاق افتاد و هنگامى كه پدرش را كشتند ( 968 ه ) وى چهار ساله بود و بهمت بعضى از دوستان با مادرش از معركهء تاراجگران نجات يافته در سال 969 با گره برده شد و جلال الدين اكبر او را تحت حمايت و تربيت درآورد و بعد از رسيدن بسن رشد و تميز خطاب « ميرزا خان » داد و او از آن پس بسرعت مدارج مختلفى را مانند « مير عرضى حضور » و جز آن طى كرده در سال 991 ه به « اتاليقى » شاهزاده سليم ( كه بعد از پادشاهى نور الدين جهانگير ناميده شده ) ارتقاء جست و بعد از آن اتاليقى شاهزادگان ديگر ، مراد و دانيال نيز به او واگذار شد . سال بعد يعنى در 992 ه گجرات را فتح نمود و به « خان خانان » ملقّب گرديد . در سال 999 ه ولايت سند را از دست ارغونيان بيرون آورد و ميرزا جانى بيگ را باطاعت پادشاه گوركانى درآورد « 1 » . بعد از پيروزيهاى ياد شده خانخانان مأمور فتح دكن شد و از آن پس چه در عهد اكبر و چه در دوران جهانگير پادشاه در دكن و در حال جنگ و صلح با پادشاهان جزء آن سامان و يا شركت در حادثه‌ها و لشكركشيهاى ديگر گذراند و درين دوران دراز جز چندگاه كه فتورى در كارش روى داده بود ، هميشه با احترام و در مقام بلند خانخانانى بسربرد تا بسال 1036 در هفتاد و دو سالگى در دهلى درگذشت و تاريخ وفاتش را « خان سپهسالاركو » - ( 1036 ) يافتند . گورش متصل بمقبرهء همايون در دهلى است . بهترين شرح دربارهء ارزش ادبى او آنست كه مير عبد الرزاق خوافى در
هامش
( 1 ) - شكيبى اصفهانى از شاعران ملازم خانخانان دربارهء اين فتح يك مثنوى ساخته كه اين بيت از آنست :همايى كه بر چرخ كردى خرام * گرفتى و آزاد كردى ز دامو مراد ازين « هما » ميرزا جانى مذكور بود . معروفست كه خانخانان در پاداش سرودن اين مثنوى هزار اشرفى بشكيبى بخشيد و ميرزا جانى نيز همان مبلغ براى همين يك بيت به دو داد و گفت : « رحمت خدا مرا هما گفتى ، اگر شغال مىگفتى زبانت كه مىگرفت ؟ ! » ( مآثر الامراء ، ج 1 ص 698 ) .