آسمان گفت ندانم كه حلول از چه نكرد * صورتش پيشتر از صورت عالم به محل
ز آنكه چون روز ارادت ز افق سر برزد * صبحدم دولت او زاد و شبانگاه ازل
زين سخن جوهر فعّال برآشفت و بگفت * كاى تنك بهره ز فهم رصد علم و عمل
بيم آن بود ز خاصيّت يكتايى او * كه هيولى نپذيرد صور مستقبل . . . » « 1 »
اين مسيح الدّين ابو الفتح سه برادر داشت : حكيم نور الدّين كه قرارى تخلّص مىكرد و شرح حالش را جداگانه آوردهام ؛ حكيم لطف اللّه كه چندى بعد از ورود برادرانش بهند بدان سرزمين وارد شد و بوساطت حكيم مسيح الدّين منصبى در دستگاه دولتى به دو واگذار شد ولى او دير نپاييد و زود درگذشت ؛ سومين حكيم همام الدّين بود كه اصلا همايون نام داشت و بعد از آنكه بادو برادر ديگر به خدمت جلال الدين اكبر پيوست نخست همايونقلى و بعد از آن همام نام گرفت . شرح حالش بتفصيل در مآثر الامراء مير عبد الرّزاق خوافى ( جلد اول ص 563 - 565 ) آمده و پس ازين در ذيل عنوان حكيم قرارى ( برادرش ) بنام او و فرزندانش اشاره خواهد شد .
حكيم ابو الفتح و برادرانش ، كه همگى در هند باقىمانده و همانجا فرزندانى بهم رسانده و درگذشتهاند ، تعلّقى خاص به زبان و ادب فارسى و فرهنگ ايرانى داشته و خود نيز گذشته از احراز مقامهاى ديوانى و اشتغال به كارهاى دولتى شعر مى گفتهاند ، و از ميان آنان خاصّه حكيم ابو الفتح از حاميان شاعران پارسىگوى كه از ايران بدربار اكبر مىرفتهاند بود و بقول معاصر مشهورش ملّا عبد الباقى نهاوندى كه ضمن بيان حال خواجه حسين ثنايى در مآثر رحيمى آورده « . . . قدردان دانشمندان و تربيت كنندهء بىخان و مانان عراق و خراسان [ بودو ] تربيت و رعايت و احسان آن عاليجاه مرحوم نسبت به اين فرقهء گرامى [ شاعران ] و ساير خلق اللّه در ميان طوايف و انام مشهورست . . . » و اين مرد فاضل شاعرانى معروف چون همين خواجه حسين ثنايى و عرفى شيرازى و حياتى گيلانى و نظاير اين بزرگان را كه بدربار جلال الدين اكبر روى نهاده بودند در كنف حمايت گرفت و بشهرت رسانيد .
هامش
( 1 ) - مآثر الامراء ، ج 1 ، ص 558 - 560 .