دهم بشاهان و شاهزادگان صفوى و گوركانى هند و اميران جزء دكن و ديگران انتقال يافت چنان كه اگر بخواهيم همهء شاهان و شاهزادگان و يا اميران و بزرگان عهد را كه به نحوى در ترويج و يا شركت در كار ادب و شعر كوشيدهاند ، برشماريم محتاج تأليف كتابى مشروح خواهيم بود .
در همان حال كه شاهان و بزرگان روم و ايران و فرارود و بويژه هند تلاش پرثمر خود را درين باب ادامه مىدادند ، بسيارى از اهل علم ، حتى عالمان دين ، و اديبان و ادبشناسان و شاعرانى كه از ميان مردم برمىخاستند در احراز اين خاصيت كمالى مىكوشيدند و اين كوششهاى خود را بصورتهاى گوناگونى مانند شاعرى ، تأليف و تدوين كتابها در بيان مبحثهاى مختلف ادبى از تاريخ و قصص گرفته تا تذكره و لغت ، آشكار مىنمودند و نتيجهء اين امر آن شد كه معرّفى كتابهاى اين عهد در رشتههاى شعر و ادب بواقع نيازمند تدوين فهرستى طولانى باشد .
بيشتر اين كوششها برگرد محور شعرشناسى و شاعرشناسى دور مىزد زيرا شعر روى رزمهء اين كماليّات و اصل و مبناى آنها شمرده مىشد ؛ مالها براى شعر و شاعران صرف مىگرديد و سيم و زر بسيار در اين راه بذل مىشد تا بجايى كه بعضى از شاعران را ، چنان كه خواهيم ديد ، در ايران و هند با پول كشيدند و هموزنشان سكهء رائج بدانان بخشيدند و اين بخشندگيها بنوبهء خود بر رواج شعر و تربيت شاعران و افزايش شمارهء آنان تأثير داشت .
به همين نسبت هم تا آنگاه كه اين روحيه در سرزمينهاى ياد شده وجود داشت شعر و شاعرى در حال نشر و شمارهء شاعران در افزايش بود و از آن روزگار كه روحيهء ياد شده در مركزهاى قدرت سستى يافت از شمار شاعران استاد كاسته شد . پس اين نكته را نبايد از ياد برد كه وضع شعر و ادب در اين دوران طولانى بيك حال نبود . از آغاز كار تا ديرگاه در راه رواج و انتشار سير مىكرد و سپس دورهء توقف و پس از آن انخذال آن بخصوص در دربار شاهان صفوى و دستگاههاى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٤٤