بهرهء دوم شعر فارسى از نخستين سالهاى سدهء دهم تا ميانهء سدهء دوازدهم هجرى « 1 »
رواج شعر و ترويج شاعرى
دولت صفوى در ايران و دولت گوركانى در سرزمين هند هنگامى پا مىگرفت كه ادب فارسى خاصّه شعر به صورت يكى از پايههاى اصلى « كماليّات » مورد توجه و استقبال همهء بزرگان روم و ايران و هند بود . هر شاه و شاهزاده و امير و اميرزاده ، و همهء آنان كه مىخواستند بر مسندهاى قدرت و جلال تكيه زنند خود را ناگزير از فراگرفتن ادب مىدانستند و يا بدان تظاهر مىكردند ، و اين « ادب » همان مفهوم وسيعى را داشت كه « فرهنگ » از ايران عهد ساسانى ببعد داشته و خطّ و انشاء و شعر و دانشهاى ادبى و مقدماتى از دانشها و اطلاعات گوناگون را در بر مىگرفته است .
اينكه مىبينيم در پايان عهد تيمورى تقريبا همهء شاهان و شاهزادگان تيمورى و بايندرى و عثمانى و بهمنى و مغولى يا شاعر صاحب ديوان بوده و يا بهرحالى خود را در جرگهء پارسىگويان و يا ترويجكنندگان شعر و ادب فارسى در مىآوردهاند « 1 » ، از آن بابت بود كه نمىخواستند از آن جنبهء كمالى مقبول عامه محروم باشند و يا به بيمايگى متهم گردند و همين حالت از پايان سدهء نهم و آغاز سدهء
هامش
( 1 ) - بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 129 ببعد .