تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
نشانهاى پيوند ) برترى بسيار دارد . « 1 » از كتابهاى اين دوره واژه‌هاى مفرد و مركّب زيرين را مىتوان بعنوان نمونهايى از آنچه ميان سخنوران متداول بود ، يافت كه بعضى از سده‌هاى گذشته ( هفتم تا دهم ) و بعضى از همين عهد است . تركيبهايى كه نقل مىشود يا تمام عربى و يا آميخته از تازى و پارسى و مقدارى از آنها از جنس تركيبهاى اضافى يا وصفى است : ابكار افكار . حجلهء خاطر . مشّاطهء اصلاح . منظور نظر . حسن معانى . جلوه -
هامش
( 1 ) - براى نمونه درينجا عبارتهايى را از چند كتاب دوران صفوى نقل مىكنم تا ميزان كاربرد واژه‌هاى مفرد يا تركيبهاى تمام عربى يا تركيبهاى آميغى در آنها ، و نسبت مجموع آنها را با واژه‌هاى فارسى بشناسيم : « در حوالى آن بلده شنيدند كه پانصد نفر از تجار با متاع وافر و اموال متكاثر از تبريز متوجه رومند . قوّت طامعهء ايشان به حركت آمده . . . » ( احسن التواريخ ص 126 ) ؛ « مولانا قطب الدين بغدادى در جامعيت علوم عقلى و نقلى بر اقران رجحان بسيار و تفوق بىشمار داشت ، ذهن دراكش كشاف غوامض معارف يقينى و فهم با ادراكش حلال مشكلات مسايل دينى ، باوجود استجماع فضايل و دانش در فن انشاء و سخن پردازى سرآمد منشيان بلاغت شعار و در شيوهء عبارت آرايى مقتداى سخنوران فصاحت آثار » ( احسن التواريخ حوادث سال 970 ) . درين چند سطر بر رويهم 54 واژهء مفرد و مركب داريم كه تنها ده‌تاى آنها ( يعنى اندكى كمتر از بيست درصد ) فارسى است و باقى يا عربى خالص و يا تركيبى از فارسى و تازى عبارت زيرين از محبوب القلوب معروف بشمسه و قهقهه است : « اگر عدم جنسيّت را موقوف اليه آن امر مىدانند بديهيست كه انسان سركردهء قبيلهء جميع موجوداتست ، از آنجا كه حق جلّ و علا را بدين طايفه نظر اعانتهاى عظيم است يمكن كه بآبروى سعادت او رونق تمام به اين دودمان بهم رسد . اگر ملك بسبب خلف وعده اين جوان را مأيوس ازين اميد سازد يمكن كه حرمان او را تأثيرات عظيمه باشد و خللها روى در سلسله گذارد . » درين عبارت بجز حرفها و نشانهاى پيوند ، در برابر سى و يك واژه يا تركيب عربى و تركيبهاى آميغى ، كمتر از دوازده واژهء فارسى ديده مىشود ! و اين حال در بيشتر و نزديك به تمام اثرهاى منثور دوران صفوى مشهودست .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 434 | ذبيح الله صفا