و لسانى تركى ( فعلها ، پيشوندها و جز آنها ) هيأت ظاهرى تركى بدان داده است .
گويا محيط آغازى اين حركت تدريجى اردبيل و تبريز بوده و بعد از آن شهر - هاى ديگر آذربايجان در اين راه گام نهادند و سرانجام تركى زبان اغلب اهل آن ديار گرديد .
با اين حال هنوز در بعضى از جايهاى آذربايجان همان زبان آذرى كهن باقىمانده است كه قرابت بسيار با لهجههاى مركزى ايران دارد مانند لهجهء هرزن ديلى كه در محال هر زن رائجست و لهجههاى متداول در محال حسنو در قراجه داغ و بعضى از ديههاى هروآباد و خلخال و جز آنها .
ادامهء تأثير و نفوذ عربى
چنان كه پيش ازين « 1 » گفتهام همراه نشر تشيّع در ايران عهد صفوى و احياء دانشهاى مذهبى اين فرقه و مهاجرت گروهى بزرگ از عالمان تازىنژاد شيعه با خاندانها و نزديكان خود به ايران ، دورهء جديدى از نفوذ فرهنگ تازى در ايران آغاز شد .
در حوزههاى مذهبى شيعه درين عهد زبان اصلى تعليم و تأليف عربى بود و نگارش كتاب و رساله به فارسى درين راه بندرت و تنها از باب « هدايت خلق » انجام مى - گرفت . در مدرسههاى بىشمار آن دوران هركس كه زانوى تعلّم بر زمين مىزد با دستور زبان تازى ، نه پارسى ، آموختن ادب آغاز مىنمود و تا پايان كار در هر رشتهء مجاز كه تحصيل مىكرد با كتابهاى عربى سروكار داشت و چون به كار ادب و يا تأليف در زمينههاى مختلف علمى و دينى مىپرداخت آموختگارى و خوگرى وى با زبان تازى بسراغش مىآمد و او را باستعمال بيش از دربايست واژهها و تركيبهاى تازى برمىانگيخت و يا بر آنش مىداشت كه يكباره از زبان مادرى چشم بپوشد و تازىنويسى آغاز كند .
اما داستان نفوذ زبان تازى در زبان فارسى حديثى تازه نبود و همراه چيرگى تازيان و پراگنده شدن كيش اسلام در ايران آغاز شد و با انگيزههايى كه در
هامش
( 1 ) - همين جلد ، ص 126 - 128 .