نكتهء شايستهء توضيح آنست كه درين فصل بيشتر از جستارهاى پيشين ، دايرهء بحثها و جستوجوهايم از مرزهاى ايران بيرون مىرود و تا آن سرزمينها كه دامنهء شعر و ادب فارسى بدانها كشيده شده بود ، گسترش مىيابد ، و من بدنبال شاعران و نويسندگان پارسىگوى و تشويقكنندگان آنان و خدمتگزاران ادب پارسى تا بهر جاى از روم و هند و فرارود كه شايسته باشد پيش خواهم رفت و هر پارسىگوى استاد را كه در اين سرزمينها بيابم ، خواه ايرانى و خواه هندو و رومى ، موضوعى براى باز گفت حال و ياد كرد گفتار او خواهم ساخت . هر مشوّق شاعران و اديبان پارسى درين مبحث براى من چون برادريست كه از كوى و برزن من برخاسته و با من زيسته باشد خواه ترك و تاجيك يا رومى و هندى .
اميدوارم اين كار كه مشوب به هيچ شائبهء سياسى نيست ، دست آويز تأويلهايى چنان كه مىدانيم و مىشناسيم نگردد و از گامهاى انديشهام درين راه غبار ملالى بر صفحهء خاطرى ننشيند .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 420
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٢٠