نوشت » .
گويا آن فرهنگ « سهل و مختصر » كه سرورى در ايران نوشته بود همان باشد كه حاجى خليفه هم آن را ديده و با عنوان « الوجيز لغت سرورى عجم » در ذيل عنوان علم اللغه از آن ياد كرده و گفته است كه به ترتيب حروف مرتب شده . البته مراد او از « وجيز » همين معنى مختصر است كه در گفتار نصرآبادى مىبينيم اما سخن نصر - آبادى در اينكه نسخهء كوتاه لغت سرورى در ايران و پيش از تهيهء نسخهء مفصل مجمع الفرس در هند ، فراهم آمده درست نيست بلكه سرورى در هند نسخهيى تنظيم نكرد مگر آنكه شايد كتاب خود را با افزودن بعضى يادداشتها تكميل كرده و نسخهء مشروحترى فراهم آورده باشد . وى در مقدمهء مجمع الفرس گويد كه بعد از تفحص در آثار شاعران قديم و يارى جستن از شانزده فرهنگ پارسى كه پيش از او تأليف شده بود بسال 1008 كتاب خود را بنام شاه عباس تدوين كرد .
اين فرهنگ يك ديباچه و بيست و چهار باب بشمار حرفهاى الفباى فارسى ، و خاتمهيى دارد و در آن لغتهاى عربى و واژههاى سادهء فارسى ذكر نشده است ، و براى روشن كردن معناى بسيارى از لغتها بشعر شاعران استشهاد گرديده و نيز تلفظ هر كلمهيى بشيوهء لغتنويسان با دادن يك كلمهء هموزن مشهور معين شده است .
بعد از آنكه فرهنگ جهانگيرى و شامل اللغهء قراحصارى كه از فارسى بتركى است ، و فرهنگ تحفة السعادهء ملا محمود بن شيخ ضياء الدين در ايران بدست سرورى رسيد ، نسخهء ديگرى از فرهنگ خود فراهم آورد يعنى همان مجمع الفرس را در تحرير جديد مشروحتر و كاملتر ساخت و شايد مقصود نصرآبادى از آن نسخهء « سهل و مختصر » همان نسخه يا تحرير نخستين از مجمع الفرس باشد و اين ظاهرا همان « الوجيز لغت سرورى عجم » است كه كاتب چلبى ذكر كرده و گفته بنام شاه عباس است . كتاب مجمع الفرس در تهران بطبع رسيد .
سرورى تحرير سومى از مجمع الفرس دارد كه آن را « خلاصة المجمع » ناميده و بنام اعتماد الدوله حاتم بيك وزير شاه عباس پرداخته است . اين اختصار را
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٨٢