مىگويد : « شرح اين لغت از مجوسى است كه در دين خود بغايت فاضل بود و اردشير نام داشت و مجوسيان او را موبد مىدانستند و حضرت عرش آشيانى « 1 » محض از براى « 2 » تحقيق لغات فرس . . . از كرمان طلبيده بودند » . ملاقات كسى از خاندان سيادت و شريعت با مردى زردشتى و همنشينى و كسب اطلاع ازو در محيط تعصب آلود ايران آن روزگار بهيچروى امكان نداشت ولى آزاد انديشى جلال - الدين اكبر در هند اين كار را امكانپذير كرد و ازين راه مقدارى لغت از ريشهء پهلوى و اوستايى در فرهنگ جهانگيرى و بعد از آن در فرهنگهاى ديگرى كه با استفاده از آن تأليف شد ، راه يافت و از آن جمله است برهان قاطع و فرهنگ ناصرى يا انجمن آراى ناصرى رضا قليخان هدايت كه چنان كه خواهيم ديد تنظيم جديديست از فرهنگ جهانگيرى . جمال الدين اينجو دربارهء چگونگى بهره بردن از موبد اردشير كرمانى گويد : « فقير حقير كه راقم اين حروفم پيرى از پارسيان را كه در دين زردشت بود ديدم كه جز وى چند از كتاب زند وستا داشت . چون مرا رغبت و شعف تمام بجمع لغات فرس بود ، و در فرس از زند و ابستا كتابى معتبرتر و بزرگتر نيست ، به جهت تحقيق لغات با او صحبت مىداشتم و اكثر لغاتى كه در خاتمهء اين كتاباند از ژند و پاژند و ابستا نقل شده از تقرير آن زردشتى . . . » و اين نخستين بار ، بعد از پشت كردن ايرانيان مسلمان بر گذشتهء خود بود كه كسى از ميان آنان دوباره آهنگ روى آوردن بدان مىنمود . آيا اين هم يكى از بركتهاى وجود جلال الدين اكبر نبود ؟
8 ) مجمع الفرس
يا فرهنگ سرورى يا لغت فرس سرورى كتاب مشهور ديگرى در لغت فارسى است ، تأليف محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى متخلص به
هامش
برگزاشتن آيينهاى دينى در دست مىگيرد و بجانب آسمان نگاه مىدارد . بنگريد به :C . de Harlez , Manuel de la langue de l'Avesta , Paris 1882 , p . 389 .( 1 ) - مراد جلال الدين اكبرست كه هنگام پايان يافتن فرهنگ جهانگيرى درگذشته بود .
( 2 ) - محض از براى : تنها براى ، فقط براى .