تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بنگريم آن را چندان بزرگ كه او پنداشته نمىيابيم و از آن چنين برمىآيد كه او از هريك ازين كتابها كه برشمرده بهره‌يى اندك برداشته و آنها را بتمامى ننگريسته و از آنها لغت و اصطلاح بيرون نكشيده است و او درين مقدمه همان شيوه‌يى را در بزرگ نشان دادن كار خويش در پيش گرفته كه آن ديگران داشتند و هريك بسيارى كتاب براى مأخذ كار خويش ذكر كرده‌اند تا كار را بزرگ جلوه دهند ليكن چون به كار آنان برسيم نتيجه را بسيار ناچيز و ناكافى مىيابيم . بهرحال اين فرهنگ بعد از مرگ جلال الدين اكبر يعنى در عهد پادشاهى جهانگير ، بسال 1017 بپايان رسيد و باسم اين پادشاه اخير ناميده شد . فرهنگ جهانگيرى در بيست و چهار باب به ترتيب حروف تهجى فارسى ، و يك « مقدمه » در دوازده « آيين » و يك « خاتمه » تأليف شده است . در مقدمه بعضى از مبحثهاى دستورى زبان فارسى را ، چنان كه ذيل عنوان « دستور زبان فارسى » خواهيم ديد ، آورد و در خاتمه « كنايات و اصطلاحات و استعارات و لغات مركبه از پارسى و عربى و لغات عربيّه كه دانستن آنها ضرور بود و از آن گزيرى نبود و آنها را داخل اصل كتاب كه مشتمل بر فرس قديم است مناسب ننمود ، هركدام را در درى على حده درج نمود » و هر درى را بر چند « جلوه » مرتب گردانيد . درهاى پنجگانهء خاتمه كه در مقام خود خالى از اهميت نيست چنين است : در اول مشتمل بر كنايات . در دوم مشتمل بر لغات مركبه از پارسى و عربى يا دو كلمهء عربى كه بروش پارسى آورده باشند يا پارسى و تركى يا پارسى و لغت ديگر . در سيوم مشتمل بر لغاتى كه يكى از حروف بيگانه در آن يافته شده . در چهارم مشتمل بر لغات زند و پازند و وستا . در پنجم مشتمل بر لغات غريبه . موفقيت حسين اينجو در دست يافتن بر واژه‌هاى زند و پازند و اوستا نتيجهء همكارى يكى از ايرانيان زردشتى است كه آزاد منشى جلال الدين اكبر او را به « اگرا » و « فتح پورسيگرى » كشانيده بود . جمال الدين حسين در شرح واژهء « برسم » « 1 »
هامش
( 1 ) - برسم از اصلbaresmanدر اوستا ، دسته گياهى است كه « دستور » هنگام
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 379 | ذبيح الله صفا