تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
جوانى با دوستان ديوانهاى شاعران قديم را مىخواند « و چون اكثر اشعار ايشان مشتمل بود بر لغات پارسى و پهلوى و درى و اصطلاحات در شعر و غير آن ، ناچار بكتب لغات پارسى كه آن را فرهنگ مىخوانند رجوع افتاد » ليكن يا آنها را در اين فرهنگها نمىيافت و يا اگر پيدا مىكرد چندان در معنى باهم اختلاف داشتند كه گرهى از كار او در حل مشكل نمىگشودند . اين نقصها و كمبودهاى ديگر جمال - الدين را بر آن داشت تا بتحقيق و تتبّع در لغت فارسى بپردازد و پس از سى سال چندان لغت و اصطلاح فراهم آورد كه هيچيك از فرهنگ‌نويسان ديگر بدانها نرسيده بودند و از بس درين رشته تتبّع و تفحّص كرده بوده قولش پيش اهل فن مقبول و بيان او در معنيهاى لغتها و اصطلاحها برهان قاطع شده بود تا بجايى كه سلطان جلال الدين اكبر در سال 1005 او را به خدمت خواست و گفت : « از آن زمان كه عربان را بر بلاد عجم استيلا دست داده زبان پارسى با كلام عرب آميزش پذيرفته اكثر لغات پارسى و درى و پهلوى متروك بل نابود گشته بنابرين شرح كتبى كه در قديم الايام پارسى زبانان پرداخته‌اند و معانى اشعارى كه شعراى باستان بزيور نظم آراسته‌اند در سراپردهء اخفا و ستر حجاب مخفى و مستور مانده و لهذا قبل ازين چندى از بنده‌هاى درگاه افاضل پناه را به ترتيب كتابى مشتمل بر جمع لغات پارسى باستان و مصطلحات امر فرموده بوديم ، هيچكدام از عهدهء آن بيرون نتوانستند آمد ، بايد كه تو درين فن شريف كتابى بنام نامى و اسم سامى ما مرتب‌سازى . . . » . بدينگونه حسين اينجو در كار ايستاد و لغت‌نامه‌هايى را كه پيش‌ازو فراهم آمده بود از « فرهنگ ابو حفص سغدى » « 1 » كه قديمترين آنها بود تا فرهنگ مؤيد - الفضلاى محمد لاد و فرهنگ سرورى كه قريب بعهد او بودند ، همه را جمع آورد . شمارهء اين فرهنگها كه اينجو برشمرده به 44 مىرسد و گذشته ازين او از كتابهاى ديگر در تفسير قرآن و پزشكى و تاريخ و جغرافيا بهره برگرفت و فرهنگ خود را كه به نظر او كاملترين آنها بود ترتيب داد اما چون بنتيجهء كار او
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 1 ، چاپ پنجم ، 1356 ، ص 178 - 179 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 378 | ذبيح الله صفا