تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
شرع تا پايان عهد صفوى رساله‌هايى در اين باره دارند و اين خود غير از فتواها - ييست كه فقيهان گاه بمناسبت در اثرهاى خود و يا هنگام رد بر صوفيان در تحريم غنا و سماع داده‌اند ، و ميرزا محمد باقر موسوى خوانسارى صاحب روضات الجنّات فى احوال العلماء و السادات ، كه خود از عالمان معروف اماميه است ، بصراحت نوشته كه « حرّم الاماميّه و الشيعه الغناء و آلاتها مطلقا » « 1 » . اما وضع در ميان مسلمانان بيرون از ايران چنين نبود چنان كه بعضى از شاعران كه در هند و روم مىزيسته‌اند چنان كه خواهيم ديد موسيقىدان و نوازنده بوده‌اند و گذشته از آن مصنفانى را در آن سامانها مىيابيم كه كار مؤلفان قديم موسيقى را در عهد مورد مطالعهء ما ادامه مىداده‌اند مانند عبد العزيز مراغى نوادهء عبد القادر مراغى كه در روم مىزيسته و كتاب نقاوة الادوار را بنام سلطان سليمان ( 926 - 974 ه ) تأليف كرده و در آن استخراج نه دايره از ادوار موسيقى را مدعى شده و گفته است كه فارابى بر اوتار قديم دو تار افزوده و كامل نام گذاشته و عبد الرحمن دوتار ديگر بر آن بيفزود و اكمل نام داد و من دوتار ديگر اضافه كردم و مكمّل ناميدم « 2 » .

پزشكى و داروشناسى و دانشهاى طبيعى ديگر

پزشكى و داروشناسى و دانشهاى طبيعى ديگر در اين عهد همان حال را داشتند كه براى دانشهاى رياضى ياد كرده‌ايم ، يعنى در آغاز هنوز بازمانده‌يى از جريانهاى عهد تيمورى و حوزه‌هاى تربيتى دانشمندان آن روزگار در ايران ديده مىشود ، و آن بتدريج از ميان مىرود و بانحطاط مىگرايد . اين خاصيت عمومى عهديست كه در بارهء آن مطالعه مىكنيم . همهء دانشها در آغاز هنوز بازمانده‌يى از توش و توان خود
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ج 7 ، ص 187 . ( 2 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، ص 814 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 354 | ذبيح الله صفا