است . شهرت او در اوايل سدهء دهم چندان بود كه غياث الدين خواندمير ضمن اشاره باحوالش او را « جامع اصناف علوم محسوس و معقول و حاوى انواع مسائل فروع و اصول » معرفى كرد و گفت « در علم نجوم و حكميات بىمثل و بدلست » « 1 » و هم بتصريح خواندمير حكمت و رياضى را نزد منصور بن معين الدين كاشانى فرا گرفت . پدر اين منصور يعنى معين الدين شاگرد و خواهرزادهء غياث الدين جمشيد كاشانى و همكار و دستيار او در بناى رصد سمرقند و تنظيم زيج گوركانى ( زيج الغ بيكى ) بود « 2 » . بيرجندى غير ازين استاد به خدمت چند تن از استادان سدهء نهم رسيد و از آنان دانشهاى عقلى و نقلى را فراگرفت « علم حديث را نزد خواجهء حافظ غياث مطالعه نموده . . . و ساير علوم متداوله را از مولانا كمال الدين شيخ حسين القنوى كسب كرده و در خدمت شيخ الاسلامى مولانا سيف الدين احمد التفتازانى و مولانا كمال الدين مسعود شروانى نيز شرط تلمذ بجاى آورده . . . » « 3 » . از اين استادان كه خواندمير برشمرده كمال الدين شيخ حسين از عالمان بزرگ عهد خود و محتسب هرات بود و بسال 888 ه درگذشت « 4 » ؛ و سيف الدين احمد بن قطب الدين يحيى بن محمد بن سعد الدين مسعود تفتازانى شيخ الاسلام هرات و جامع معقول و منقول بود و بسال 916 بامر شاه اسمعيل بقتل رسيد « 5 » ؛ و « خواجه حافظ غياث » از محدثان بزرگ سدهء نهم است كه محل تدريسش هرات بود و بسال 897 ه در همان شهر درگذشت « 6 » ؛ و كمال الدين مسعود شروانى از عالمان بزرگ در دانشهاى عقلى و نقلى بود و از آثار مهمش شرح حكمة العين است ، وفاتش بسال 905 ه در هرات اتفاق افتاد « 7 » .
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 615 .
( 2 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 8 و 102 ؛ و بحبيب السير ج 4 ، ص 21 و 34 .
( 3 ) - حبيب السير ، ج 4 ، ص 108 .
( 4 ) - ايضا همان جلد ص 349 .
( 5 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 349 .
( 6 ) - ايضا همان جلد ، ص 337 .
( 7 ) - ايضا همان جلد ، ص 343 .