تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
سخن چو سود ندارد نگفتنش اولى است * كه بهترست ز بيدارى عبث خفتن
*
در عهد صبا كرده جهالت پستت * ايّام شباب كرده غفلت مستت چون پير شدى رفت نشاط از دستت * كى صيد كند ماهى دولت شستت
*
باشد باشد كه يار حاضر باشد * باشد باشد كه يار ناظر باشد باشد كه در اوّل نظر آخر گردم * تا يار مرا اول و آخر باشد
*
اى آنكه گمان كنى كه دارى همه چيز * اينك روى از جهان گذارى همه چيز يا بى باقى اگر ز فانى گذرى * دارى همه چيز اگر ندارى همه چيز
*
با من بودى منت نمىدانستم * يا من بودى منت نمىدانستم چون من ز ميان شدم تو گشتى پيدا * تا من بودى منت نمىدانستم

قاضى سعيد قمى « 1 »

شاگرد ملا محسن فيض و ملا عبد الرزاق لاهيجى كه جانشين واقعى آنان شمرده مىشود ، حكيم عارف و اديب و مفسّر مشهور ، قاضى ميرزا محمد سعيد بن محمد مفيد ، معروف به « قاضى سعيد قمى » و « ملا سعيدا » و « حكيم كوچك » ( م 1103 ه ) است . وى بسبب آنكه منصب قضاى قم را به عهده داشت به قاضى شهرت يافت . نوشته‌اند كه نزد شاه عباس دوم مقامش بلند و حرمتش بسيار بود و اگرچه در صف عالمان دين قرار داشت ليكن بسبب شاگردى نزد دو استاد ياد شده و همچنين در خدمت ملا رجبعلى تبريزى كه شرح حالش خواهد آمد ، ميلى شديد بحكمت و عرفان يافت و در همين راه نامبردار شد . از اثرهاى او رساله‌يى در تحقيق معنيهاى « اسماء اللّه » ؛ و حاشيه‌يى بر شرح اشارات ؛
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : روضات الجنات ، ج 4 ، ص 9 - 11 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 72 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 52 ؛ تذكرهء نصرآبادى ص 167 ، و جز آنها .