تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
هدية الاشراف خلاصه‌ييست از كتاب الانصاف كه چندبار بطبع رسيد . فيض يكى از شخصيت‌هاى بارز انديشه و دانش در سدهء يازدهم است چنان كه بايد كوشش‌هاى او را در حكمت و علم دنباله و نتيجهء وجودى علم و فكر مير داماد و ملا صدرا از طرفى و شيخ بهاء الدين عاملى و شاگردان او و شيخ ماجد بحرانى و حوزهء علمى وى از طرف ديگر ، دانست كه در وجود واحد فيض گردآمد و او را يك تنه بجاى چند تن از برگزيدگان دانشهاى عقلى و نقلى سدهء دهم و آغاز سدهء يازدهم هجرى قرار داد ، و پيداست كه شخصيتى چنين كه با چند جنبهء فكر و علم به كار پردازد دور از پذيرفتاريها و ناپذيرفتاريهاى طبقات گوناگون عالمان نخواهد ماند . او هم محّدثى جامع بود و هم فقيهى كامل و هم متتبّع در كلام و اصول و هم عارفى كه بسر منشاء حقايق عرفانى راه يافته و هم حكيمى اشراقى كه استدلال و اثبات را از طريقهء مشّائيان به ارث برده و هم متفّكرى كه گاه به خود آزادى بيرون جستن از قيدهاى سنّتى و تعليمى مىداده و بعد از سير در دنياى ويژهء خود رخصت بازگشت بعالم عادى و رسمى به خويش مىبخشيده است . به همين سبب است كه نمىتوان او را تنها دنباله‌رو ملا صدرا شمرد ، بلكه او ادامه دهندهء مكتبى است در حكمت كه آن را مكتب فلسفى اصفهان ناميده‌ام « 1 » ، و در همان حال « جامع » پركاريست براى تدوين عالمانه و ظريفانهء سنّتهاى علمى كه صاحبان علوم منقول در حوزه‌هاى علمى شيعه داشته و از راه تعليم به دو رسانيده بودند . فيض شاعرى متوسط هم بود و مجموعهء بزرگ اشعارى به زبان پارسى ازو بازمانده كه مشتمل است بر انواع شعر از قصيده و غزل و قطعه و رباعى در منقبت و مناجات و بيان مطلبهاى عرفانى و اخلاقى و جز آنها ، جز آنكه در همهء آنها نه خشكى زهد و تعبّدى كه از مرد فقيه و محدث انتظار مىرود رخنه كرده نه آنچه از عارفى كه بكنه ذوقيّات رسيده باشد . از اوست :
به هوش باش كه حرف نگفتنى نجهد * نه هر سخن كه بخاطر رسد توان گفتن يكى زبان و دو گوش است اهل معنى را * اشارتى بيكى گفتن و دو بشنفتن
هامش
( 1 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 293 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 335 | ذبيح الله صفا