تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
ديگر شيخ على شهيدى عاملى بود كه به چهار پشت بشهيد ثانى عالم معروف و سند شيعى مىپيوست . وى در رساله‌يى كه در تحريم غنا نوشت افكارى بفيض نسبت داد كه بنا بر رأى عالمان دين خلاف شرع و موجب گمراهيست مثل اعتقاد بوحدت وجود و عقيده بمخلّد نبودن كفّار در آتش دوزخ و نجات نيافتن اهل اجتهاد . فيض هم دائما در طرف نقيض اين شيخ على شهيدى بود و سخنان وهن‌انگيز دربارهء او مىگفت و از آن جمله او را « شيخ على هضم رابع » مىناميد و درين تعبير بانتساب وى در چهار نسل بشهيد ثانى نظر داشت « 1 » و ازو گذشته بعضى ديگر از مخالفان خويش را از ميان عالمان دين ، از حمله‌ها و طعنهاى خود بىنصيب نمىگذاشت تا آنجا كه او را « كثير الطعن على المجتهدين » معرفى كرده‌اند خاصه در رسالهء او موسوم به « سفينة النجاة » ، تا بجايى كه از آن كتاب چنين برمىآيد كه بگروهى از عالمان دين نسبت كفر و الحاد داده است « 2 » و بهرحال بازار مخالفت ميان فيض و مخالفان او گرم بود ، و اين خود نموداريست از آنچه بين عالمان دين در دورهء مورد مطالعهء ما مىگذشت تا سرمشق همگان باشد . پيداست كه موافقان فيض هم كوشيدند تا تهمت الحاد را ازو رفع كنند زيرا اين مرد فاضل يكى از « محمدون اربعه » و مؤلف يكى از « كتب الاربعة المتأخره » بود . از جملهء اين مدافعان سيد نعمة اللّه جزائرى شوشتريست كه در خدمت فيض شاگردى كرده بود و او توجه استاد را باصول عرفان و داشتن لحن عرفانى و اشراقى در بحثهاى حكمى دليل صوفى بودنش نشمرده است « 3 » . علاوه بر اين خود فيض هم
هامش
حقيقت حال را دريافت بانگ بر ابليس زد كه : « قم يا ملعون » و بدين سبب نام آن مكان « قم » شد ! . . . ملا خليل گفت : « آن شيطان كه پيامبر ديد اكنون نيز در اين مكان مبارك بر منبر مىرود و مردم را از راه راست باز مىدارد ! » و مراد او همين ملا محمد طاهر قمى شيخ الاسلام قم بود . ( روضات الجنات ، ج 4 ، ص 144 ) . ( 1 ) - روضات الجنات ، ج 2 ، ص 81 . ( 2 ) - ايضا همان جلد ، ص 90 . ( 3 ) - ايضا ، ج 3 ، ص 93 ببعد و بويژه ص 98 - 99 .