پيداست كه نه شرح كتابهاى ملا صدرا ، كه پر است از انديشههاى تازه و غامض او در فلسفه ، و نه شرح حكمت او چنان كه خواننده را از چندى و چونى آن بتمامى آگاه سازد ، در اين مختصر ميسر نيست . آنچه گفته شد به قصد ترسيم دورنمايى از مطلبهاى اساسى كتابهايش بود ، و دربارهء خلاصهء حكمت او بايد اين چند كلمه را به ياد داشت كه در انديشهء فلسفى او سير حكمت و عرفان اسلامى ايران بمرحلهء كمال پيوست و استدلال و ذوق و وحى و شهود و اشراق با ديدى بسيار وسيع دربارهء عالم امكان و مبانى وجود باهم در آميخت و به صورت واحدى درآمد چنان كه جدا شمردن آنها از يكديگر نه جائز است و نه ممكن .
وى در حكمت مبحثهاى مهمّى را يا ابداع كرد و يا اگر پيش ازو مطرح بود بكمال رسانيد و در نوشتههاى خود آورد مانند وحدت ، تشكيك ، اصالت وجود ، تجرّد خيال و خلّاقيّت آن ، اتحاد عاقل و معقول ، حركت جوهرى و مانندهء آنها .
بالاتر از همهء اينها در انديشهء او كارى كه از دوران فعّاليت نخستين دانايان معتزلى در پيوند دادن دين و فلسفه آغاز شده و در تمام دورهء اسلامى امتداد يافته بود ، به نتيجه رسيد و به همين سبب اگرچه اين حكيم عاليقدر در حيات خود از طعن فقيهان در امان نماند ، و بعد ازو هم تا چندگاه حملههايى به دو و بنظام فلسفى او شد ، ليكن آثارش زود بمورد مراجعه و تعلّم و تعليم حوزههاى عالمان علمى و متعلّمان مذهب شيعه درآمد و هنوز هم در شمار كتابهاى عالى درسى آنان و در رديف شرح اشارات و كتاب الشفا و حكمة الاشراق و شرحهاى آنها قرار دارد و اگر بخواهيم موضوع را از ديد شيعهء اماميّه بنگريم آثارش از نوشتههاى حكيمان ديگر برتر است چه گفتار بو على بر پايهء سخنان يونانيانست كه آنهمه طرف طعن و بدگويى عالمان و شاعران اسلامى بودهاند ، و مقالات شيخ اشراق بسبب ريشه داشتن در انديشههاى ايرانى چنان بود كه جان گوينده را بر سر گفتار خود نهاد و حال آنكه ملا صدرا كوشيد تا در هر مورد و مقامى واردات و اشراقات خود را بر آيههاى قرآن و گفتارهاى منسوب بپيامبر اسلام و پيشروان شيعه انطباق دهد و بدانها استشهاد نمايد
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٢٤