و ازين راه به بينونت دين و حكمت ، كه داستانى بلند در درازاى تاريخ تمدّن اسلامى دارد ، پايان بخشد .
شمساى گيلانى « 1 »
شاگرد ديگر مير داماد كه او هم در حكمت شهرت يافت شمس الدين محمد گيلانى مشهور به « ملا شمسا » ست كه با همدورهء خويش مّلا صدرا مكاتبه داشت و فيلسوف شيرازى او را از بزرگترين برادران خود مىخواند « 2 » . وى عمر خود را در سفرهاى پياپى بزيارتگاهها چون مكه و مشهد مىگذراند و چندگاهى در مكه « مجاور » بود چنان كه در « رسالة فى علم اللّه » كه بسال 1048 ه در مكه نوشت خود را « محمد الشهير بشمسا الجيلانى . . . المجاور بمكة » معرفى نمود و در رسالهء ديگرى كه يكسال پيش از آن ، در ماه صفر 1047 ، دربارهء وجود واجب و هستى مخلوقات پرداخته باقامت خود در حجاز اشاره نموده است .
پيش از آن در سال 1045 كه رسالهيى در اثبات حدوث عالم مىنوشت با تمام آن در شهر مشهد اشاره نمود و سپس رسالهء ديگرى ازو بنام مسالك اليقين مىبينيم كه آن را بسال 1060 در مشهد به پايان رسانيد . پس مجاورتش در مكّه دايم و تا پايان حيات نبود . رسالههاى شمسا را نمىتوان مانند اثرهاى همدورهء نامآورش صدرا ، بعنوان كارهاى اساسى در حكمت معرفى كرد و از آنها آشكارا برمىآيد كه او درهم آهنگ ساختن باورداشتهاى شيعه و بنيادهاى فكرى فلسفه دنبالهء كار استاد خود و حوزهء فلسفى اصفهان را گرفته و همان راه را ادامه داده است . غير از رسالههايى كه ازو نام بردهام از وى رسالههاى ديگرى بنام اثبات وحدة الواجب ، حاشيهء شرح تجريد ، و دو رسالهء فارسى بنام « اظهار الكمال على اصحاب الحقيقة
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد بروضات الجنات ، ج 3 ، ص 350 ، ذيل احوال محمد زمان تبريزى .
( 2 ) - در پاسخ ملا صدرا بملا شمسا دربارهء بعضى از مقولات حركت و خاصه حركت كمّى و ادراكهاى جزئى انسان و حيوان و حدوث يا عدم حدوث نفس . . . رسالهء موجود در كتابخانهء دانشگاه تهران ( ج 3 ، ص 179 ) .