تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
در محضر او مطرح كرد درحالى كه دوانى در او نمىنگريست و بهيچروى پاسخى بپرسشهاى او نمىداد . امير صدر الدين محمد ازين بىالتفاتى دوانى برآشفت و بپارسى به دو گفت : « بنده‌زاده چنين مىگويد . . . » ملا جلال در پاسخ گفت : « شما بفرمائيد تا ببينم چه‌ميگوييد . . . » « 1 » چندى بعد كه امير غياث الدين شرح هياكل النور را مىنوشت جواب اين بىاعتنايى را داد . كتاب هياكل النور از شيخ شهيد شهاب الدين يحيى سهروردى ( كشته در 587 ه ) فيلسوف اشراقى نوآوريست كه پيش ازين تأثير آشكار حكمت خسروانى را در انديشه‌هاى او بتفصيل بازنموده‌ام « 2 » و اين كتاب كه شيخ شهيد آن را در هفت « هيكل » نوشته ، دربارهء جسم و جان و جهات و خالق و عدم تناهى حوادث و جاويدان بودن روح و نبوت است و چندبار شرح شده مثل شرح ملا جلال دوانى بنام « شواكل الحور » و شرح تركى شيخ اسمعيل مولوى انقروى ( م 1020 ه ) و شرح همين غياث الدين منصور كه بتصريح خود آن را در بيان لغزشهاى دوانى در شواكل الحور نوشته و نام آن را به « شواكل الغرور » برگردانده و كتاب خود را « اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور » ناميده است « 3 » . وى بجز اين كتاب اثرهاى ديگرى را از دوانى رد كرده است مثل حاشيهء آن استاد بر شمسيه و بر تهذيب كه پيش ازين ياد كرده‌ام ، وانموذج العلوم و رسالة الزوراء او ، و بهرحال مانند پدر خود امير صدر الدين محمد بن شرف المله ابراهيم ، ملقب به « صدر العلماء » كه با علامهء دوانى مشاجرهء قلمى داشت ، همان شيوه را چه در حيات پدر و چه بعد از آن دنبال نمود ، و با ترتيب دادن « محاكمات » ميان آن‌دو استاد سعى كرد تا سخنان پدر را در برابر دوانى بر كرسى نشاند و از اين راه محاكمات ميان آن‌دو را در حواشى بر شرح تجريد - و در حواشى بر شرح مطالع - و در
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ج 7 ص 177 . ( 2 ) - همين كتاب ، ج 2 چاپ پنجم ، 2536 ( 1356 ) ص 297 - 305 . ( 3 ) - كشف الظنون ، ستون 2047 و فهرست دانشگاه تهران ج 3 ص 144 .