بود و دست بدست هيچ فردى از افراد انسانى نمىرساند بملاحظهء آنكه مبادا آتشك داشته باشد . اگر گاهى ارادهء مصافحه با اكابر و اعالى نمودى دست در آستين كشيده مصافحه كردى » . - از تأليفات مهم او در كلام و حكمت يكى كتاب حجة الكلام است كه در مبحث معاد از آن بر حجة الاسلام غزّالى تاخته است . - ديگر شرح اثبات الواجب صدر الدين محمد ، و كتابى هم در اين موضوع از خود غياث الدين بنام « مشارق » كه نشان دهندهء مطالعات دقيق او در همين مورد از گفتار محمد بن زكريا و شكوك در اين بابست . - كتاب ديگرش « مرآة الحقايق » نام دارد كه غياث الدين در آن مدعى مخالفت خود با ديگر حكيمان در سى مسألهء فلسفى شده و گفته است كه آنها را كه از زمرهء اشراقات نوريست ، در رؤيايى كه ديده ، در جهان « هورقليايى » كشف نموده است و به همين سبب مىگويد كه اين كتاب را بر بنياد كشف نهاده است نه برهان . اين كتاب را غياث الدين در هفت قسمت كه هريك مجلى نام دارد تأليف نموده است بدين شرح : 1 » مبادى فلسفى 2 ) مسائل طبيعى 3 ) مسائل فلكى 4 ) امور عام 5 ) مقولات 6 ) واجب الوجود و خلقت 7 ) معاد .
در مرآة الحقايق ، بسى مبحثهاى تازهء حكمى آمده و غياث الدين در پارهيى از آنها با مشّائيان و هم با اشراقيان بمخالفت برخاسته است . در همين كتاب باثر ديگرى از مؤلف آن اشاره شده است باسم « معارف منصورى » كه در آن سخن از وجود مستقل صورتهاى عقلى ( همانند مثل افلاطونى ) مىرود « 1 »
غياث الدين منصور در كتابهاى خود چندبار بر ملا جلال دوانى تاخته و نوشتههاى او را بباد انتقاد گرفته است . بعيد نيست كه انگيزهء اصلى اين خرده - گيريها رفتار نارواى دوانى در اوايل جوانى با او بوده باشد . تفصيل واقعه چنينست كه غياث الدين در هجده سالگى خود چندى پيش از نوشتن شرح هياكل النور روزى همراه پدر به خدمت دوانى رسيد و مطلبهاى دشوارى را بطريق بحث و مناظره
هامش
( 1 ) - آقاى محمد تقى دانشپژوه خلاصهء سودمندى را ازين كتاب در « فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران » ج 3 ، ص 353 - 354 بازنموده است .