تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
است . از همهء آنها مهمتر شرح هداية الحكمهء اثير الدين ابهرى ( م 663 ه ) « 1 » است بتازى كه هم از اوان تأليف در شمار كتابهاى رايج درسى حكمت درآمد و بر آن حاشيه‌ها نوشته‌اند كه از آنهاست حاشيهء سيد امير فخر الدين حسينى كه بسال 928 ترتيب يافت . شرح هدايهء ميبدى يك بار جداگانه بچاپ سنگى و بار ديگر در حاشيهء نهج البلاغهء ميرزا باقر نّواب در تهران طبع شد . - كتاب ديگر او شرح طوالع الانوار قاضى بيضاوى ( م 685 ه ) « 2 » است به عربى . طوالع كتابى مختصر در كلام است . - ديگر شرح كافيهء ابن حاجب . - ديگر حاشيهء آداب البحث و شرح شمسيه كه پيش ازين ياد كرديم . اين شرح اخير در حاشيهء كتاب ميزان الانتظام بسال 1327 ه ق در استانبول چاپ شد . - ديگر حاشيه بر تحرير اقليدس خواجه نصير الدين طوسى . - ديگر شرح ديوان على بن ابى طالب به فارسى . - ديگر « جام گيتىنما » به فارسى كه خلاصه‌ييست در حكمت الهى بلحن عرفانى كه در يك « فاتحه » و سى « مقصد » و يك « خاتمه » ترتيب يافته و از كتابهاى سودمند در باب خود ، و نيز از نخستين نشانه‌هاى تقارب حكمت و عرفان در آغاز اين دوره است . ترجمه‌يى عربى از اين كتاب همراه با ترجمهء لاتينى آن بر دست « آبراهام اكشلّن‌سيس » « 3 » بسال 1641 ميلادى در پاريس بطبع رسيد . - ديگر از كارهاى قاضى ميبدى شرح اوست بر حكمة العين نجم الدين دبيران ( م 675 ه ) - قاضى مير حسين شعر مىسروده و منطقى تخلص مىكرده . نصر - آبادى دربارهء او گفته است كه در لغز و معمّا دست داشته و ازو چند معما نقل كرده كه يكى از آنها اينست باسم « على » :
جمعى كه به خاك راه يكسان نشوند * در روى زمين امير و سلطان نشوند با جمع اعالى چو نشينى منگر * آنها كه انيس زيردستان نشوند
مقصود آنست كه : در كلمهء « اعالى » الف‌ها را كه بزيردست خود يعنى بعد از خود
هامش
( 1 ) - همين كتاب ج 3 ص 247 و 254 - 255 . ( 2 ) - همين كتاب ج 3 ص 218 . ( 3 ) -Abraham Ecchellensis