كردند و خود و فرزندانشان بايران مهاجرت نمودند و در اين سرزمين بخدمات شرعى اشتغال ورزيدند و همينجا ماندند .
اين مهاجرتها تا پايان عهد صفوى هيچگاه منقطع نگرديد . مثلا يكى از شاگردان و همكاران معروف ملا محمد باقر مجلسى در تأليف كتاب بحار الانوار دانشمنديست بنام سيد نعمة اللّه جزائرى كه پيش ازين هم چند بار بمناسبت نام او را ديدهايد . وى باتفاق برادرش بايران آمد و در شيراز نزد چند تن از عالمان عربنژاد كه آنجا مجتمع شده بودند مانند سيد هاشم احسائى و شيخ جعفر بحرانى و شيخ عبد على الحويزى درس خواند و چندى هم از محضر ميرزا ابراهيم پسر ملا صدرا شيرازى بهرهمند بود و سپس باصفهان رفت و از چند عالم دانش آموخت و سرانجام در شوشتر مستقر گرديد و بشوشترى معروف شد و پسرش سيد نور الدين على و نوادهاش سيد عبد اللّه هردو از محدثان و فقيهان معروف ايران شدند .
دومين فرقهء عالمان مذهبى اين عهد آنها هستند كه از منشاء ايرانى بودهاند .
از اين گروه دستهء كوچكى بازماندهء عهد تيمورى و يا تربيت شدگان آنان بودند كه بيشتر بدانشهاى عقلى و كمتر بدانشهاى شرعى اشتغال داشتند و از ميان آنان مردان بزرگى مثل غياث الدين منصور دشتكى و شمس الدين محمد خفرى ( م 942 ه ) و مصلح الدين محمد لارى ( م 979 ه ) و ملا ميرزا جان باغ نوى شيرازى ( م 994 ه ) و مانندگانشان را مىشناسيم ؛ و دستهء بزرگتر ايرانيانى بودند كه زيردست عالمان غير ايرانى مذكور تربيت يافتند و به زودى رياست بيشتر حوزههاى مذهبى را در دست گرفتند و بنوبهء خود بتربيت عالمان ايرانى جديد در دانشهاى شرعى پرداختند مانند شيخ محمد تقى مجلسى و پسرش ملا محمد باقر مجلسى و آقا جمال خوانسارى و پسرش آقا حسين و پسر او آقا جمال . . . وعدهء كثير ديگر كه بجاى خود نام و اثرهاى آنان را خواهيم ديد .
قراءت قرآن
دانشهاى مربوط به قرآن طبعا در اين دورههم روى رزمهء همهء دانشهاى دينى بود و از آن جمله قراءت قرآن و علم تجويد