در انتساب هر كمالى بگذشته و رفع هر نقصانى از راه استناد بحديث و خبر و يا اثبات هر ادّعايى از مدّعيات شيعه بجعل خبر و حديث مىكشيد و گروهى از عالمان شيعه را در چهار قرن اخير مىشناسيم كه مطلقا در اين راه ترديدى به خود راه نمىدادند و هرگاه موقع و مقام را مقتضى مىديدند بجعل خبر مىپرداختند و يا حديثى را به اعلم بضعف و حتى اطمينان بجعل آن روايت مىكردند و ما در جاى خود بنمونه - هايى ازين خبرسازيها باز خواهيم خورد .
ملّيت عالمان شرع
پديدآورندگان اين آثار دينى بر دو دسته بودند : آنها كه اصلشان از شيعيان سرزمينهاى ديگرى مانند لبنان خاصه جبل عامل ، بحرين ، و بعضى از شهرهاى شيعهنشين عراق و امثال آنها بود ، و آن گروه كه منشاء ايرانى داشتند و در آغاز كار بيشتر زيردست گروه نخستين تربيت مىشدند .
پيش ازين دربارهء علت دعوت عالمان شيعى غير ايرانى از بحرين و عراق و لبنان بايران و روى آوردن آن گروه بشهرهاى اين كشور سخن گفتهايم . از ميان اين طبقه خاندانهايى را مىشناسيم كه از آغاز عهد صفوى بايران آمده در شهرهايى كه مركزيتى داشت توطن اختيار كردند . اينان يا بدعوت و خواهش پادشاهان صفوى و يا بميل و علاقهء خود ايران را چون ميهى نو برگزيدند و انگيزهء بنيادى در اين امر نياز ايرانيان شيعى بداشتن عالمان مذهبى بود زيرا بر اثر فترت ديرين كيش دوازده امامى در ايران ، فقيهان اين فرقه نسبت بنياز همگان نادر بودند و به همين سبب دولت صفوى مهاجران مذكور را از طريق دعوت و تعيين « سيورغال » به كار خود تشويق و تحريض مىكردند ، و چون اين مهاجران در « بلاد عجم » به آب و نان مىرسيدند طبعا همديارانشان نيز بدنبال آنان به راه افتادند و هريك شهرى از اين كشور را براى باشيد نگاه خود برگزيدند . بعضى از اينان در آغاز ورود اصلا فارسى نمىدانستند « 1 » ليكن چيزى نمىگذشت كه به حكم احتياج فارسى مىآموختند
هامش
( 1 ) - مثلا سيد نعمة اللّه جزائرى شوشترى ، از عالمان ، مشهور مذهبى در اواخر عهد صفويان