و گاه خود يا فرزندانشان بتأليف كتابها و رسالههايى بپارسى نوفيق مىيافتند ، ولى از بيان اينكه « قومى از عرباند » امتناعى نداشتند و بهرحال زبان اصلى و رسمى آنان در تأليف و تعليم عربى بود ، و اين زبان رسمى علمى در حوزهء تعليمى آنان و شاگردان و جانشينشان همچنان بقّوت خود باقى ماند .
از جملهء نخستين عالمان شيعه كه بدعوت شاهان صفوى بايران آمدند نور - الدين على بن حسين بن عبد العالى كركى عاملى معروف به محقق ثانى ( م 940 ه ) « 1 » است كه بسيار مورد احترام عالمان شيعى بعد از خود است . وى پيش از آنكه بايران آيد هر سال هفتاد هزار دينار از شاه اسمعيل وظيفه داشت تا آن مبلغ را ميان طالبان دانشهاى مذهبى شيعه تقسيم كند ، و اين نشان از نيازى مىدهد كه آن پادشاه بتربيت عالمان شرعى شيعه و حلب آنان بايران احساس مىكرد . محقق ثانى در عهد شاه تهماسب از شام بمصر و از آنجا بعراق عرب و سپس بايران سفر كرد و در قزوين به خدمت پادشاه رسيد و آن شاه براى او سالانه هفتصد تومان « سيورغال » تعيين كرد
هامش
هنگامى كه با برادرش در راه مهاجرت بايران ، بشيراز رسيدند ، از يكى از آشنايان اين عبارت را آموخته و بحفظ سپردند كه : « مدرسهء منصوريه را مىخواهيم » و با تكرار آن به راه افتادند .
او خود در سرگذشت خويش اين داستان را چنين شرح داده است : « . . . پس با پاى برهنه آن راه را طى كرديم ، و من يازده ساله بودم ، و در وقت نماز صبح بشيراز رسيديم . پس بخانهء آن شيخ كه با ما بود رفتيم و منزلش از مدرسهء منصوريه دور بود و ما مىخواستيم در آن مدرسه منزل كنيم زيرا كه بعضى از اقارب ما در آنجا بود . پس آن شيخ گفت كه اين راه را بگيريد و بگوئيد كه : مدرسهء منصوريه را مىخواهيم ! و ما فارسى نمىدانستيم . پس ما رفتيم و سخن را تقطيع كرديم ، يك كلمه را من ضبط كردم و كلمهء ديگر را آن ديگرى ضبط كرد . پس هركه را مىديديم يكى مىگفت مدرسهء منصوريه و آن ديگرى مىگفت مىخواهيم تا به آن مدرسه رسيديم » ( نقل از ترجمهء تاريخ ادبيات برون ، ج 4 ص 233 - 234 و آن خرد منقرلست از كتاب قصص العلما چاپ تهران ، ص 333 .
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به لؤلؤة البحرين ص 151 - 154 ؛ روضات الجنات ج 4 ص 360 - 375 ؛ فهرست مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ص 379 - 380 و جز آنها .