ظهير الدين محمد حسينى اردستانى معروف به « ملا معزّ » ساكن حيدرآباد هند است كه در سدهء يازدهم هجرى مىزيسته و نه تنها اين قسمت كتاب را در ميانهء آن قرن ساخته بلكه حديثهاى مذكور در آن را نيز جعل كرده و بر حديثهاى بىشمار - بر - ساختهء عالمان دوازده امامى سدههاى واپسين افزوده است . اين ملا معز ضمنا كتاب حديقة الشيعه را دزديده و با تغييرات مختصرى كه در آن داده بنام كاشف الحق موسوم ساخته و بپادشاه شيعى غلكنده سلطان عبد اللّه ( م 1083 ه ) تقديم داشته است .
دربارهء او نوشتهاند كه وى دنبال زخارف دنيوى بهند رفته و در دربار قطب شاهيان راه جسته و در آنجا بكارهايى كه گفتهايم دست يازيده است « 1 » .
بقاى تصوف
درستست كه ستيزهجوييهاى عالمان مذهبى ، از ميانهء عهد صفوى ببعد با تصوف و صوفيان ، و حتى با عرفان ايرانى ، سخت و طولانى بود ، ليكن با همه شدت و توانايى نتوانست بنياد اين جريان خاص فكرى و ذوقى را براندازد .
نهضتهاى صوفيان شيعىمذهب دوران تيمورى كه پيش ازين بدان اشاره كردهام « 2 » ، ضامن بقاى تصوف در دوران ترويج قهرآميز تشيع و همچنين در عهد غلبهء عالمان قشرى مىتوانست بود و چنين نيز شد زيرا صوفيان شيعى در زمرهء ديگر شيعيان ، بىآنكه حاجت بتظاهر داشته باشند ، توانستند خود را از دورهء شدت عمل بيرون كشند و بحيات اجتماعى خود ادامه دهند .
از سويى ديگر ميان عالمان اخبارى و اصولى و بعضى از حكيمان بيش و كم كسانى بودند كه يا خود به نحوى تمايل بمقالات عارفان و صوفيان داشتند و يا در برابر آنان خاموش مىنشستند و بدين طريق صوفيان مجال بازماندن و گستردن دايرهء كوشايى خود مىيافتند .
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسايل ، ج 3 ص 394 ، فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 3 ص 600 - 605 .
( 2 ) - همين كتاب ، ج 4 ص 77 - 78 .