تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
و از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است كه : « نهى عن الْكَالِئِ بالكالئ » . كَلَأ : گياهان خشك شده‌اى كه براى خوراك ستوران نگهدارى مىشود . مكان مَكْلَأ و كَالِئ : جائى كه گياه خشكش زياد است .

كلا

: كِلَا در تثنيه به كار ميرود چنان كه واژه - كل - در جمع ، - كلا - لفظا مفرد و براى چيزى است كه در معنى تثنيه است ، گاهى باعتبار لفظش ، چيزى واحد و مفرد از آن تعبير مىشود . و گاهى نيز باعتبار معناى آن لفظش تثنيه است ، در آيه :
إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما
- 23 / اسراء « 1 » . مونث اين لفظ - كِلْتَا - است و هر وقت واژه - كلا - به اسم ظاهر اضافه شود الف آن به حالت خودش باقى مىماند در حالت نصب يا جر يا رفع ( فتحه ، كسره ، ضمه ) . و هر گاه به ضمير اضافه شود و در حالت فتحه و كسره الف آن به ( ى ) تبديل مىشود ، مىگويند : رايت كِلَيْهِمَا و مررت بكليهما : [ آن دو را ، ديدم ، و بر آن گذشتم ] . در آيه گفت :
كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها
- 33 / كهف . و در حالت رفع مىگويند : جاءنى كلاهما : [ هر دو نزد من آمدند ] .
هامش
( 1 ) اشاره به حرمت داشتن پدر و مادر است مىگويد : هر گاه يكى از آنها يا هر دوى آنها به سن كهولت و بزرگى برسند حرمتشان بيشتر داريد .