تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
رجلٌ هَدَّكَ من رجلٍ - مردى كه تو را از كسى مانند خودش بترساند و تهديد كند . هَدَّدْتُ فلاناً و تَهَدَّدْتُهُ - او را با تهديد بيم دادم و ترساندم - هَدْهَدَة ترساندن كودك براى اينكه بخوابد . هُدْهُدْ - شانه به سر ( پرنده‌ايست معروف ) در آيه .
ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ
- النمل / 20 جمعش - هَدَاهِد - اما هُدَاهِد با ضمه مفرد است . شاعر گويد :
كَهُدَاهِدٍ كَسَرَ الرماه جناحَهُ
- مثل هدهدى كه بالهايش را شكارچى شكست .

هدم

: هَدْم خراب شدن ساختمان ، هَدَمْتُهُ هَدْماً - ويرانش كردم . هَدَمٌ - همان ويران شده است كه بطور استعاره ميگويند - دمٌ هَدْمٌ - خونى كه به هدر رفته است - هِدْمٌ - جامه و لباس كهنه جمعش - أَهْدَام - هَدَّمْتُ البناءَ - ساختمان را به كلى ويران كردم . خداى تعالى فرمود :
لَهُدِّمَتْ
صَوامِعُ - الحج / 40 صومعه‌ها ويران ميشد « 1 » .
هامش
( 1 ) آيه 40 از سوره حج است كه ميفرمايد نتيجه مثبت و مدافعات مردم از يكديگر كمكى هم به باقيماندن عبادتگاهها دارد زيرا اگر كفار و مشركين غلبه كنند تمام پرستشگاهها را بويرانى ميكشانند چنان كه در فتنه مغولان دنيا مشاهده كرد كه چه فجايعى ببار آوردند قوم وحشى خونخوار كه كتابخانه‌ها و مساجد و صومعه‌ها و كليساها را جايگاه اسبان خود ميساختند ، و خداوند آنچنان شكستى به آنها رسانيد كه در تمام تواريخ به بدنامى ياد شده‌اند تا اينكه بدست مسلمين مسلمان شدند سلطان سعيد و سلطان محمد خدا بنده و بازمانده گانشان مسلمان شدند . ياقوت در كتاب معجم البلدان خود آنها را - تاتار لعنهم اللّه - با همين عبارت ياد مىكند چون معاصر آنها بوده .