گرماى شديد گوئى كه مردم از آن دورى نمودهاند .
هِجَار - ريسمانى كه با آن مادينه حيوانات را براى فحل مىبندند و باعث دورى بيشتر ميگردد كه بر وزن - عقال - است و آن مادينه مَهْجُور ميماند .
هِجَارُ القوسِ - زه كمان كه تشبيهى به همان هِجَار مادينه دارد .
هجع
: هُجُوع : خواب شبانه است . در آيه :
كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ
- الذاريات / 17 يعنى خوابشان در شب بسيار اندك است و ممكن است واژه - قليلا - كنايه از نخوابيدن داشته باشد و بخاطر كم خوابى مثل اينست كه نخوابيده است .
لقيته بعد هَجْعَةٍ - او را بعد از خواب ديدم - رجلٌ هُجَعٌ - مثل معنى - نوم - است يعنى مردى كه در همه حال غفلت زده است و گوئى خوابيده .
هدد
: هَدّ : خرابى و ويرانى كه در اثر سقوط چيز سنگينى حاصل مىشود ، هَدَّة - صداى سقوط و افتادن چيزيست . در آيه :
وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا
- مريم / 90 اين آيه مقدمه طبيعت در آستانه و نزديكى قيامت بيان مىكند يعنى زمين دو پاره مىشود و كوهها با صداى مهيبى سقوط مينمايند .
هَدَّدْتُ البقرةَ - صداى گاو در هنگام افتادن براى ذبح . و هِدّ مثل مذبوح اسم مفعول است كه به شخص ترسو و ناتوان هم تعبير مىشود .