تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
أَوْدَاهُ - او را هلاك كرد گوئيكه خونش را به جريان انداخت . وَدَيْتُ القتلَ - خون بهايش را دادم اين خون بها را - دِيَة - گويند . خداى تعالى فرمود :
فَدِيَةٌ
مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ - النساء / 92 .

وذر

: وَذَرَ فعلى است كه زمان گذشته و ماضى ندارد و بمعنى دور افكندن چيزى است كه قابل اعتنا نيست در آيه گفت :
قالُوا أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ
ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا - الاعراف / 70 و
وَ يَذَرَكَ
وَ آلِهَتَكَ - الاعراف / 127 و
فَذَرْهُمْ
وَ ما يَفْتَرُونَ - الانعام / 112 و
وَ ذَرُوا
ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا - البقره / 278 و نظير اين آيات و ويژگى آن در آيه :
وَ يَذَرُونَ
أَزْواجاً - البقره / 234 ( كه بمعنى همان بىتوجهى و بىاعتنائى به همسران است ) كه انشاء اللّه بعد از اين كتاب بحث آن خواهد شد . وَذَرَة - تكه و پاره‌اى از گوشت كه تشبيه آن اينست كه آن گوشت كم بوده و قابل توجّه نيست كه به همين معنى گفته‌اند - لحم على وضم - ( گوشت كمى كه قصابها روى تخته پيش خوان خود باقى ميگذارند يعنى از كمى قابل فروش نيست ) .

ورث

: وِرَاثَة و إِرْث ماليست كه از ديگرى به كسى ميرسد بدون پيمان يا عقد