تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مقصود از اين آيه و سرگردانى شعراء اسلوب سخن آنهاست كه از مدح و هجاء جدل و غزل سرائى و انواع ديگر سخنان شعر ميسرايند ( و هر دم بمقتضاى حال و زمان و مكان بنوعى مشغولند ) . شاعر ميگويد :
إذا ما قطعنا واديا من حديثنا * إلى غيره زدنا الأحاديث واديا
يعنى ما شعرا هر گاه از يك وادى ( حالت ) در ميگذريم و به وادى ديگر ميرويم سخنان اين وادى بر ما افزوده مىشود پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « لو كان لابن آدم وَادِيَانِ من ذهب لابتغى إليهما ثالثا » . اگر براى فرزندان آدم دو نهر و رود از طلا باشد باز آرزو دارد سومى را هم بر آنها بيفزايد « 1 » . در آيه فرمود :
فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
- الرعد / 17 هر دره‌اى به قدر ظرفيتش سيلاب ميگيرد . يا به قدر آبش - وَدِيَ يَدِي يعنى آبى كه بعد از بول و فحل از نرينه دفع مىشود . وَدَى - و - أَوْدَى - به همين معنى است - وَدِيّ - يا نهال كوچك تاك از طول جريان دارد .
هامش
بيهودگى و پوچى و رضا به قضا و قدر كه خود ساخته‌اند تسليم ميكنند و براستى بايد گفت اى هنر انسانى و اى اشعار ادبيات چه جناياتى كه بنام شما تبليغ نشده و چه فسادى در جامعه بوجود نيامده ! . ( 1 ) در باره زر اندوزى و حرص و آز گروهى از مردم كه پيامبر در حديث فرموده است شعر مولوى بهترين تفسير آن است ميگويد :كوره چشم حريصان پر نشد * تا صدف قانع نشد پر در نشدبند بگسل باز آراد اى پسر * چند باشى بند سيم و بند زرگر بريزى بحر را در كوره‌اى * چند گنجد قسمت يك روزه‌اى .