تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
آب است كه در اثر سيل بوجود ميآيد و آب در آن جريان دارد . و از اين معنى فاصله و دره ميان دو كوه را هم وَادِي گفته‌اند . جمعش - أَوْدِيَة - است مثل - ناد و أندية - يعنى سالن سخنرانى ، بطور استعاره براى راه روش مذهبى به كار ميرود مثل - فلان في وَادٍ غير وَادِيك - او در راهى غير از طريق و روش تو است . در آيه :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ
- الشعراء / 225 « 1 »
هامش
( 1 ) البته در سوره شعراء شاعران خداجوى و خداگوى از موضوع فوق كه سرگردانى در بيهوده گفتن است استثناء شده ميفرمايدإِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراًپس شعرا هم مانند ساير جمعيت‌ها دو گروهند : 1 - گروه زيادى مداح سلاطين هجو كننده و بيهوده گويند مثلا شاعرى براى سلطان زمان خود ميگويد :نه كرسى فلك نهد انديشه زير پاى * تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زندكه سعدى عليه الرحمه به او ميگويد :چه حاجت كه نه كرسى آسمان * نهى زير پاى قزل ارسلانيا شاعرى مشهور در مدح شاه شجاع ميگويد :جبين و چهره حافظ خدا جدا نكند * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاعو در هجو و بدگوئى فلان شاعر كه بجاى طلا نقره‌اش ميدهند ميگويد :اگر مادر شاه بانو بدى * مرا سيم و زر تا به زانو بدىاين هنر فروشان و بىادبان زرپرست و ادب و هنر و ذوق و استعداد خدادادى خود را اين گونه در معرض فروش جباران مينهادند تا كيسه زرى - كنيزكى - اسبى و استرى بدست بياورند و شهوت سر كوفته خود را اشباع كنند . يا آن شاعر عرب كه با گرفتن صله از معاويه معلوم الحال انصار را هجو مىكند . در سرودن غزل و جدل ديگر همه ميدانند كه بنام غزل سرائى و يا عرفان چگونه راه خرابات را پيموده و با اصرار و كلمات زيبا جامعه را به ميخوارگى و .