تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
و در آيه
آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ
النَّهارِ - آل عمران / 72 يعنى صور النهار - يا روشنائى و چهره روز روشن . وَاجَهْتُ فلاناً - چهره‌ام را به چهره او مقابل ساختم ( رو در رو شدم ) - قصد و هدف هم به - وَجْه - بيان شده و براى - مقصد - جِهَة - و وِجْهَة - به كار ميرود و اين در وقتى است كه به چيزى توجه شود در آيه فرمود :
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ
هُوَ مُوَلِّيها - البقره / 148 اشاره به آئين و شريعت است مثل - شرعه - بعضىها گفته‌اند واژه - جَاه - مقلوب - وجه - است امّا وَجْه براى - عضو - بدن و بهره‌مندى به كار ميرود ولى جَاه - فقط بهره‌مندى معنوى است . وَجَّهْتُ الشيءَ - صورتم را به سوئى توجّه دادم . فلانٌ وَجِيهٌ - او صاحب جاه و مقام است . آيه :
وَجِيهاً
فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ - آل عمران / 45 عبارت - أحمق ما يَتَوَجَّهُ - با حذف به و فتحه حرف ى - يعنى در هيچ كارى استقامت ندارد و مستقيم نيست . تَوْجِيه - در شعر حرفيست كه ميان الف تأسيس و حرف - رَوِيّ - قرار گرفته .

وجف

: يا وَجِيف سرعت در حركت است ، أَوْجَفْتُ البعيرَ - شتر را دواندم در آيه گفت :
فَما أَوْجَفْتُمْ
عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ - الحشر / 6 أَوْجَفَ و أعجف - يعنى اسب و مركب را بر كارى سخت وادار نمود و لاغرش كرد در آيه گفت :