جمعش أَوْحَاش است .
أرضٌ مُوْحِشَةٌ من الوَحْش - زمينى كه در جهت حيوانات وحشى ترسناك است ، و آن حيوانات وَحْشِيّ گويند و سپس واژه وَحْشِيّ بطور استعاره براى كسى كه با انسان و انس و محبت ضديت دارد به كار ميرود . إنسى كسى است كه از مفهوم اين دو واژه - انسان بودن و انسانيت رو ميآورد و توجه مىكند در مورد كمان ميگويد وَحْشِيُّ القوسِ و إنسيُّهُ ، كمان نرم و سخت .
وحي
: اصل وَحْي همان اشارات سريع و سرى است و براى در بر داشتن معنى سرعت در اين واژه گفتهاند - أمرٌ وَحْيٌ - و البته اين مفهوم در سخن و كلام است به صورت رمز و كنايه كه گاهى به صداى مجرد و بدون تركيب است و با اشاره به بعضى از اعضاء و يا با نوشتن و كتابت به اين معنى آيه آنجاست كه در مورد زكرياى پيامبر عليه السّلام خداوند ميفرمايد تعبير شده است .
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى
إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا - مريم / 11 كه گفتهاند رمزى است ميان او و خداى تعالى يا تعبير شده و يا نوشته است و بر اين معانى آيه :
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي
بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً - الانعام / 112 و آيه
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ
إِلى أَوْلِيائِهِمْ - الانعام / 121 و اين معنى همان وسوسهاى است كه در آيه ديگر فرمود :