قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ
- النازعات / 8 در قيامت دلهائى مضطرب و لرزان است مثل اينكه ميگوئى - طائرة خافقة و از اين قبيل صفات كه همگى استعاره است .
وحد
: وَحْدَة يعنى انفراد و تنهائى و وَاحِد در حقيقت چيزيست كه جزء و اجزاء ندارد . يكيست و واحد است آنگاه اين معنى به هر موجودى اطلاق شده تا جائى كه هيچ عددى نيست مگر اينكه با اين واژه توصيف شده است چنان كه ميگويند عشرة واحدة - مائة واحدة و - ألف واحد - يعني يك دهتائى - يك صدتائى و يك هزارتائى . پس لفظ واحد لفظى است مشترك كه بر شش وجه به كار ميرود :
اول : براى چيزى كه در نوع و جنس واحد است و يكيست مثل انسان و اسب كه در جنس واحد هستند و - زيد و عمرو - در نوع واحد هستند .
دوم : واحدى كه از جهت اتصال در خلقت و يا صنعت به ديگر چيزها شناخته مىشود ، مثل شخص واحد - يا حرفهاى واحد .
سوم : واحدى كه براى نظير و همانند نداشتن واحد گفته مىشود يا طبيعتا و خلقتا چنين است مانند خورشيد يا در ادعاى فضيلت و برترى مثل - فلان واحد فى دهره - او در عنصر خويش بىنظير و تك است - نسيج وحده . ( تافته جدا بافته ) .
چهارم : واحدى كه تجزيه ناپذير است يا بخاطر كوچكى آن مثل ذرّات گرد و غبار و يا بخاطر سختى آن مثل الماس .
پنجم : واحدى كه در اصل يكيست يا از نظر عدد مثل عبارت - يكى از آن دو - و يا اينكه آن واحد - مبدء خط است مثل - نقطه واحده - كه در همه