تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
اين حالات عبارت - وحده - عرضى است نه ذاتى . ششم : و اگر خداى تعالى با اين واژه وصف شود معنايش اينست كه در باره خداوند داشتن اجزاء و افزونى صحيح نيست و براى مشكل بودن تصور اين چنين وحدتى خداى تعالى فرمود :
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ
اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ - الزمر / 45 اما - وَحَد - مفردى است كه غير از خداوند با آن بيان مىشود مثل سخن شاعر كه ميگويد :
على مستأنس وَحَدٍ - و أَحَد
- فقط در باره خداى تعالى است و غير خدا با آن توصيف نميشود . چنان كه گفتيم و اگر گفته شود - فلان لا وَاحِدَ له - يعنى خلقتش و ذاتش بىنظير است . و در حالت سرزنش و ذم و ملامت گفته مىشود - هو عُيَيْرُ وَحْدِهِ و جحيشُ وَحْدِهِ - او در بىشرمى و زشتى تك است و در كمتر از اين معنى ميگويند هو رُجَيْلُ وَحْدِهِ - مرد كوچك و حقيرى است .

وحش

: وَحْش نقطه مقابل إنس است و حيواناتى كه با انسانها انس و الفتى ندارند و دست آموز هستند به كار ميرود يعنى - اهلى نيستند - جمعش وُحُوش است . فرمود :
وَ إِذَا الْوُحُوشُ
حُشِرَتْ - التكوير / 20 جائى كه انس و انسانى در آنجا نيست و از - وَحْش - به كار ميرود ميگويند لقيته بِوَحْشٍ إِصْمِتَ - يعنى در مكانى خالى از سكنه و سر و صدا او را ديدم و برخورد كردم - مات فلان وَحْشاً - در وقتى كه كسى گرسنه و شكمش از طعام خاليست