نيست « 1 » .
2 - موجوداتى كه هم آغاز و هم پايانشان معلوم است مثل انسان در نشاة دنيا و آنچه كه دنيائيست و ذاتشان معلوم است .
3 - موجوداتى كه آغاز و مبدئشان روشن و پايانشان نامعلوم است مثل انسان در جهان آخرت و قيامت .
وجس
: وَجْس صداى بسيار ضعيف و پوشيده و تَوَجُّس گوش فرا دادن ، إِيجَاس هم پيدايش اين حالات در نفس است گفت
فَأَوْجَسَ
مِنْهُمْ خِيفَةً و نيز گفتهاند - وَجْس - حالتى است كه در نفس انسان بعد از آن صداى خفيف و ضعيف حاصل مىشود زيرا آغاز تفكر است سپس وَاجِس در معنى خاطر است .
وجل
: الوَجَلُ يعنى شعور و درك ترس و خوف - فعلش - وَجِلَ يَوْجَلُ وَجَلًا - است در آيه فرمود :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ
قُلُوبُهُمْ - الانفال / 2 و
إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ
- الحجر / 52
هامش
( 1 ) وجود خداى تعالى كه از هر وصفى و تصورى برتر است همين است كه راغب رحمه اللّه گفته زيرا :خرد مومنين قدم اين راه تفته است * خدا ميداند آن كس كه رفته استو بگفته شاعرى ديگر -آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد .لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ.