تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً
- العنكبوت / 25 أَوْثَنْتُ فلاناً - عطا و بخشش او را زياد كردم ، أَوْثَنْتُ من كذا - آن را افزون ساختم .

وجب

: وُجُوب همان ثبوت و پايدارى قطعى است وَاجِب - وجوهى و مفاهيمى دارد . اول : واجب در مقابل ممكن آن چيزيست كه رفتنش ناممكن است مثل وجود - واحد - با وجود عدد 2 كه امكان ندارد در بودن 2 عدد واحد در آن نباشد و رفع شود . دوم : واجبى كه اگر انجام نشود كسى كه انجام نداده سزاوار سرزنش و ملامت مىشود كه خود دو گونه است : 1 - واجب بودن از جهت عقل و خرد مثل وجوب شناسائى وحدانيت خداى عز و جل و پيامبر . 2 - واجب بودن از نظر دين و شرع مانند وجوب عبادات كه وظيفه هر مؤمنى است . و وُجُوب غايب شدن خورشيد وقتى كه در پس ابر ناپيداست چنان كه ميگويند افتاد و واقع شد خداى تعالى فرمود :
فَإِذا وَجَبَتْ
جُنُوبُها - الحج / 36 و واجب بودن ضربان قلب سالم . اين موارد بتصور اينست كه بايستى انجام شود كه در تمام اينها واژه - أَوْجَبَ - به كار ميرود ، و در برابر انجام گناهان كبيره ميگويد - أَوْجَبَ عليها النار - آتش دوزخ را بر آنها واجب كرده است . گروهى از دانشمندان گفته‌اند : اول واجبى كه وجوبش لازم است و صحيح