اول : اما وجود خداى تعالى براى اشياء به صورتى برتر از اينهاست كه به تمكن يعنى بودن در مكانى و جائى تعبير شود مثل :
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ
- التوبه / 5 يعنى در جائى كه آنها را مىبينيد و آيه :
فَوَجَدَ
فِيها رَجُلَيْنِ - القصص / 15 يعنى در آنجا مكان داشتند و كشته شده بودند و آيه :
وَجَدْتُ
امْرَأَةً - النمل / 23 تا
يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ
پس وجود محسوس با حواس و چشم و با چشم دل و بصيرت وجوديست كه با چشم ديده مىشود و حالات آن با چشم دل درك مىشود . اگر چنين نبود حكم نميشد به اين كه :
وَجَدْتُها
وَ قَوْمَها - النمل / 24 و آيه
فَلَمْ تَجِدُوا
ماءً - النساء / 43 معنايش اينست كه بر دسترسى به آب توانا نيستيم و آيه :
مِنْ وُجْدِكُمْ
- الطلاق / 6 يعنى توانائى شما و قدرت بر بىنيازىتان كه در معنى وجدان وُجْد تعبير مىشود ( اين واژه يعنى وجدان باشد حركت ضمه و فتحه و كسره حرف - و - هر سه حكايت شده است ) كه اندوه و محبت به وُجْد تعبير شده است خشم و غضب به مَوْجِدَة ، و ضاله به وُجُود تعبير و بيان مىشود .
عدهاى از علما گفتهاند موجودات سه نوعند :
1 - موجوداتى كه مبدء و پايانشان نامعلوم است و اين جز خداى تعالى