وَبَّرَتِ الأرنبُ - خرگوش كوركى و پوشيده از كورك - وَبَّرَ الرجلُ في منزله - او در خانهاش ساكن شد كه تشبيه به همان است يعنى پوست انداخت و اقامت گزيد . مثل - تبلد به مكان كذا - در آن مكان پا بر جا و ثابت شده همانند نمد و فرشى كه در يك جا پهن ميكنند - وَبَار - سرزمين قوم عاد .
وبق
: وَبَقَ يعنى هلاك شد و از حيات و زندگى باز ماند - وَبَقاً و مَوْبِقاً - هر دو مصدر آن است در آيه فرمود :
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً
- الكهف / 52 باب مزيد آن - أَوْبَقَهُ كذا - است و آيه :
أَوْ يُوبِقْهُنَّ
بِما كَسَبُوا - / .
وتن
: وَتِين رگى است كه از كبد مايه ميگيرد و اگر قطع شود صاحبش ميميرد گفت
ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ
- الحاقه / 46 مَوْتُون - كسى كه آن رگش قطع و پاره شده - مُوَاتَنَة - يعنى نزديك شدن ، مثل نزديكى - وتين - گوئى اشاره به چيزيست كه خداوند در آيه فرمود :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
- ق / 16 اسْتَوْتَنَ الإبلُ - وقتى است از فربهى و چاقى آن رگش سخت شده باشد .
وتد
: فعل اين واژه يعنى - ميخ و مسمار - وَتَدٌ و وَتِدٌ - وَتَدْتُهُ أَتِدُهُ وَتْداً - است