تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

نكس

: نَكْس وارونه شدن با سر و ته شدن مثل - نُكِسَ الولدُ - در وقتى كه از مادر پاهايش قبل از سرش خارج شود . گفت :
ثُمَّ نُكِسُوا
عَلى رُؤُسِهِمْ - الانبياء / 65 نُكْس در بيمارى يعنى بازگشت بيمارى بعد از بهبود بيمار امّا در باره نَكْس در عمر فرمود :
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ
فِي الْخَلْقِ - يس / 68 مثل آيه :
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ
- النحل / 70 اخفش ميگويد اين واژه با تشديد حرف - ك - خوانده مىشود مگر اينكه بمعنى همان وارونه بودن باد سر باشد . نِكْس - تيرى است كه سرش شكسته و آن را در ته تير قرار دهند و تير بدى خواهد بود و از اين معنى در باره انسان پست به كار ميرود ميگويد - رجل دنى .

نكص

: نُكُوص يعنى سر سنگينى كردن و رو گرداندن از انجام كار در آيه فرمود :
نَكَصَ
عَلى عَقِبَيْهِ - الانفال / 48 رو گردان شد و به عقب بازگشت .

نكف

: ميگويند - نَكَفْتُ من كذا و اسْتَنْكَفْتُ منه . از آن خوددارى كردم . فرمود :
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 398 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى